علت لبخندام
چه شلوغه دورت
چه خوشی این روزا
پس منم خوشحالم
راضیم از اوضا[ع]
خنده ی رو لبهات
علت لبخندام
نگرانم بد شه
از نبودت اوضام
من به این تک بودن
خیلی عادت کردم
مُده دورت بودن
پس بذا[ر] برگردم
بگذرم از ذهنت
این خودش تسکینه
اسم من تو شعرات
چقد آهنگینه
رفتی اون بالا ها
دیده می شی از دور
تو فراتر میری
ای شهاب پر نور
قول مردونه
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی