آخرین رویای دیدار
سلام به همه دوستان و سال نو همه شما مبارک
من این ترانه رو دو سال پیش پای سفره ی هفت سین نوشتم
امیدوارم شما عزیزان خوشتون بیاد
سکوت کردم صدام تو سینه پژمرد
بهار آومد و من بغضم ترک خورد
همه روزام پر از خواب و خیال شد
اونی که عاشقم بود بی وفا شد
شیندم خوبه حالت خوبه حالش
فقط اینجا منم که بد به حالش
شبا من توی خوابم ابر میشم
تو نیستی و خودم همدرد میشم
بی تو روازم میشه تکرار و تکرار
فقط از تو یه قاب مونده رو دیوار
یه عمریه که من چله نشینم
برای آخرین رویای دیدار
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق