طلاق عاطفی

از اولش راهو غلط رفتیم
من دل به زیبایی تو دادم
تو هم با یه تصمیم احساسی
گفتی که توو هر لحظه همراتم

حالا منو تو سهممون اینه
قرصای خواب و اشک بی شونه
ما اون دوتا عاشق شدیم حالا
دو تا غریبه یا یه هم خونه

من هر شبم رو مبل سحر میشه
اما تو روی تختخواب خوابی
من دس به دور گردن بغضو
تو توو دل ِ تردید و بی تابی

من از لج تو نخ به نخ سیگار
تو از لج من پای آیینه
چی مونده از عشق قدیم ِ ما
جز مشتی حرفو کوهی از کینه

ما زیر یک سقفیم ولی افسوس
تو آن واحد هر دو تنهاییم
این خونه دیگه مثل سابق نیس
قطعن مقصر هم خوده ماییم

ما هردو مغرورانه جنگیدیم
چوبش رو هم هر ثانیه خوردیم
تسلیم هیچ و پوچ شدیم ، دیدی ؟؟
ما آبروی عشقو هم بردیم

این زندگی هی روز به روز بیشتر
شکل طلاق عاطفی میشه
چی از نهال عشقمون مونده
پوسیده دیگه پایه ش از ریشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: