تنها
حالا که تنهامو هیچکی کنارم نیست
با جمله های تو حال منم خوش نیست
بارون که میباره چشمامو میبندم
حسی بهم میگه بی تو نمیخندم
دستام که یخ کردن تو هق هق سرما
با این سکوت تو آروم شده دنیام
پشت سرت ننداز قول و قرارها تو
تحملش سخته دنیای من بی تو
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق