نامنصفانه زود بود…

نشد جـدا کنم تــو رو از غصه و دلواپسیــت
جایی برای من نبود تو لحظه های بی کسیت
نشد ازت دل بکنم…دل کنـــدی از من بارها
شایـد فراموشت کنم از پشـت این دیـوار ها
راهی به فردا باز نیست، دنیای من محدود بود
پایان این احساسِ خــوب نامنـصفانه زود بود
جــدا شدن برای تو اگر چه اشتـباه نیســت
باید بدونی بعد ِ تو اوضـام۱ رو بـه راه نیسـت
باید بفهمی از چشام، احساس من عادت نبود
بر عکس تــو جداشدن، برای من راحت نبود
راهی به فردا باز نیست، دنیای من محدود بود
پایان این احساس خــوب نامنـصفانه زود بود
نـامنـصفانـه زود بـود از سرنوشتــم کم بشـی
راهی نمونده رو به روم کاری کنم سهمم بشی

۱ ـ اوضاعم

روزنوشت:
22:۰۰
1393/۲/۱۵

_____________

درود
لازم دونستم کمی با هم ترانه های عزیزی که این مدت به من لطف داشتند صحبت کنم
در همین دو ترانه ای که در مدت حضورم در آکادمی با دوستان عزیزم به اشتراک گذاشتم، حضور بسیاری از هم ترانه های عزیزم باعث خوشحالی من شد، احترام و عشق به ترانه و ترانه سرا ایجاب میکنه برای نقد ترانه های این بزرگواران که برای ترانه ی من وقت گذاشتند و تمام ترانه سرایان نازنینی که این جا فعالت دارند وقت کافی بگذاریم ولی متاسفانه این روزها آن قدر که شایسته انجام این کار هست زمان پیدا نمیکنم تا این وظیفه رو به جای بیارم.
خواستم در پیوست این ترانه از همه ی عزیزانی که چه در صفحه ی ترانه های من چه در پیام هاشون به من لطف داشتند، ترانه هام رو نقد کردند، ایرادات رو گفتن، نقاط قوت رو گفتن، به ترانه های ارزشمندشون دعوت کردند، پوزش بطلبم، همواره ترانه های عزیزانی که حضور دارند و دعوت میکنند رو می خونم و لذت میبرم و تا جایی که زمان اجازه میده دیدگاهم رو بیان میکنم.
بازهم از دوستانی که در ترانه های من شریک می شن و به طور کلی نازنین هایی که با راهنمایی هاشون مسیر رو برای ترانه سرایان هموار میکنند سپاس گزاری میکنم و امیدوارم این قصور ناخواسته رو بر من ببخشید.

پاینده باشید

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی ر

"شاعر، خود دل در بند سخن خویش دارد، ناچار جهانی را شیفته ی آن می خواهد، لاجرم آن قدر برای کسانش می خواند و تکرار می کند که خواه سخنش بر دل نشیند و خواه جان بفرساید، همه آن را بشنوند و در خاطر نگاه دارند." یوهان ولفگانگ گوته