یه روزی روزگـــاری
یه روزی روزگاری
یکی شد عاشق من
وفا بهش نکردم
بازم شد عاشق من
عشقشو من نخواستم
بغضشو من شکستم
گفت که واسم میمیره
قلبشو من شکستم
رفتمو من نکردم
حتی نگاهی بهش
پشت سرم داد میزد
سکوتو دادم بهش
حالا که برمیگردم
میگن که عاشقت مرد
پشت سرت گریه کرد
عشقتو با خودش برد
قول مردونه
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی