برگشت

جای خالیتو هنوزم
من به هیچکی نسپردم
گرچه بعد از تو عزیزم
من روزی صد دفه مردم

هوای خونه بهاری
همه جا صوت قناری
تو بازم داری به خونه
خیلی آروم پامیزاری

میشه عطر تورو حس کرد
لای گلدونهای خالی
چرا از من نمی پرسی
که خودت توی چه حالی

حال من تو این دقایق
نمیدونی چه عجیبه
مثه حس درو دیوار
که واسم خیلی غریبه

قاب عکست روی دیوار
همه نامه هات تو دستام
تو داری میای به خونه
بوی بارونه تو چشمام

تو میای اما نه اونجور
اونجوری که رفته بودی
باورم نیست اما اینو
روز آخر گفته بودی

تو میای با یه پلاکو
پیرهنی پاره و خونی
حس و حال منو دیگه
حتی تو هم نمیدونی

سهم من از بی قراری
اون همه چشم انتظاری
مونده یک تابوت خالی
با یه عالم اشک جاری

(تقدیم به تمام خانواده هایی که سالها در انتظار بازگشت  عزیزانشان  به خانه بودند عزیزانی  که رفتند تا ما اکنون اینجا در آرامش  ترانه  و شعرهایمان    را به نمایش بگذاریم )

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

556
۱۱