کوچه
من تورو هرشب می بینم
میون کوچه تو خوابم
رو ب روم یه قاب عکسه
که شده چراغ راهم
عابر کوچه تو بودی
مثل هر روز و همیشه
کاش می مردم نمی دیدم
میزنی تیشه به ریشه
می دونی از گریه خیسم
وقتی یاد تو می افتم
می خوری پاشو عزیزم
نگی که بهت نگفتم
بوی عطرت توی کوچه
قدمات هنوز تو یادم
هر چی رو داشتم که بردی
جز غم و گریه و ماتم
پشت شیشه ی اتاقم
خیره به کوچه می شینم
تا شاید یه بار دیگه
تورو با گریه ببینم
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد