نگو

دیــگه نایــی واسه رفتـــن ندارم، بگـــیر دستامـو تـا از پـا نیافتـــم
هنوز یک عالمه حرف تو دلم هست، که تا حالا بهت چیزی نگفتم
بــه جز آغــوش تـو جـایی نــــدارم، به روم آغوشتو واکن دوباره
بــگو ایـــن عاشقِ بیـچاره تـا کــی، باید سر روی زانوهاش بذاره
*****
نگو حــرفی واسه گفتـن نــداری، واسه تنهایی خیلی زوده برگرد
نمــی دونی نبودِ تو چـه جـوری، منِ دیوونَه رو دیـوونه تر کـرد
نمی دونــی چقد سخته نباشی، یه بغض تویِ گلوم گیرِ همیشه
یه دنیــا راهِ تـا بـــودن کنـــارت، نــگو این فاصله کوتاه نمی شه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: