نفس های آخر
نفس های آخر چه سخته برام ، نفس های آخر چه زود میگذرن
نفس های آخر پر از هق هقَن واسه اون کسایی که عاشق ترن
نفس های آخر همش انتظار ، همش حسرت و چشم به در دوختنه
نفس های آخر مثِ شمعیه که اون ته تهاش در غم سوختنه
بیا و تو این حال من رو ببین ،ببین که نفس هام دارن میبُرن
ببین بی تو این غم های لعنتی شدن سنگ و دارن سرم میخورن
تلاش منو واسه موندن ببین ، ببین که چه جوری نفس میزنم
تو شاید نشه باورت اما من، اونم که نمونده نفس توو تنم
ببین بی تو اینجا چه بد میگذره ، نفس های من هم به آخر رسید
ولی حیف که این حال داغونمو به جز قاب عکس تو هیشکی ندید
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق