شب

هر شب که از راه میرسه ، ترانه گفتنم میاد

تموم حس های قشنگ ، کنار تو میشن زیاد

شب که میشه دوباره باز ، من و ترانه هام و ساز

تو و چشات و حس ناز ، من و به بودنت نیاز

پلکای پنجره تره ، هر لحظه چشمام به دره

بیای بازمن ماه شبام ، دستای من یادت نره

یادت نره شبم تویی ، زمزمه ی لبم تویی

چشات آرامش منن ، تنها که شم تبم تویی

شب که میشه دوباره ماه ، قایم میشه گوشه ی راه

تموم شب مبهوتته ، واسه لبام شو تکیه گاه

*سیامک*

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

628
۵