سرباز بی سلاح

هر شب مینویسم که فقط فراموشت کنم
همه روزو میخوابم تا خاطراتمو خاموش کنم
لعنت به دنیایی که تو رو از من گرفته
لعنت به من که مهرم توی دلت نرفته
ولم کن بزار برم دیگه جونی ندارم
بالی برام نمونده چه جوری بپرم
نباشی با من دنیا رو نمیخوام
بی تو یکین شب و روز دنیام
با خودت درگیری که به عشقت تبر بزنی
اما بازم با تبر به قلبت زخم میزنی
تو این جاده نمیشه تنهایی قدم بردارم
منم سربازی که سلاحی واسه جنگیدن ندارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: