دارم از یاد تو میرم …

مثه برگی که داره میبردش باد
مثه افسانه تلخی که همه بردنش از یاد
دارم از یاد تو میرم

مثه حسی که تو قلب تو میمیره
مثه اون مسافری که بی خبر میذاره میره
دارم از یاد تو میرم


منم اون درخت یاسی که قدیما
کوچه کاهگلی خاطره هاتو مست میکرد
اونکه دستای پر احساس تو رو با
دست پروانه و گل همدست میکرد

حالا اما…
تو تمدن نگاهت
مثه یه درخت بی ساقه و ریشه
مثه اون عطری که داره
گذرون از سر کوچه
توی حجم آسمون تبخیر میشه…
دارم از یاد تو میرم
دارم از یاد تو میرم ..

از این نویسنده بیشتر بخوانید: