تو رفتی

تو رفتی

من این گوشه کنار دفتر شعر
کمی اونورترم یک قاب خالی
چشاتو من دیگه اینجا ندارم
نگاهم مونده روی نقش قالی
همه از تو می پرسن من نمیگم
یه شب بار سفر بستی و رفتی
به دنبال قدمهات گریه کردم
تظاهر می کنم پیشم تو هستی
دم آخر منو تهدید کردی
که این رفتن دیگه برگشت نداره
بهم گفتی برو چترت رو بردار
که شاید امشبم بارون بباره
دوباره با نفسهای بریده
ازت خواستم که برگردی و باشی
نترسونی منو از اینکه میری
شبیه من تو رویای خودم شی
ولی انگار یه جایی توی قلبت
به بی مهری من تغییر کرده
برای اینکه ما با هم نباشیم
تو رو از خاطر من سیر کرده
چقد می خوای ازم دوری کنی تو
به بی رحمی تو عادت ندارم
چجوری پر کنم این کاغذا رو
سرم رو شونه های کی بذارم
چطور با فکر اینکه تو باهامی
بشم دلبسته و عاشق بمونم
تو شبهای هم آغوشی بی تو
مث اون خواب آخر نیمه جونم

ترانه سرا:اسمر شجاعان

از این نویسنده بیشتر بخوانید: