مدارا

ترانه مدارا

ترانه «مدارا» ترانه سرا: آمنه نقدی پور فرزند فیض الله

خدا با ما مدارا کن،دلا از غصّه ویرونه

کسی انگار غیر از تو،غم ما را نمی دونه

شبا از زور ِ تنهایی،تو قلبا درد می پیچه

جهان با این همه پهنا،پیش چشمای تو هیچه

… 

یکی از کوچه رد می شه،میگه: دنیا یه کابوسه

اگه که از خدا رد شی،همش اندوه و افسوسه

… 

خدایا بعضی آدم ها،وجودت را نمی شناسن

دلاشون سنگیه برخی،بدونِ عشق و احساسن

زغالِ قلب و دل هاشون،ولی روش میکِشَن ماله

زغال سنگه دلا امّا،میگن از جنس الماسَن

… 

یکی از کوچه رد می شه،می گه: دنیا یه کابوسه

اگه که از خدا رد شی،همش اندوه و افسوسه

… 

لبا رنگ ِ جنون دارن،صداها سرد و غمگینه

چشا غیر از طمع دیگه،نمی خواد و نمی بینه

دلا ته می کشن انگار،دلا ته مونده ی دردن

رو قلب سنگی بعضی،فقط پوله که تسکینه

… 

یکی از کوچه رد می شه،میگه: دنیا یه کابوسه

اگه که از خدا رد شی،همش اندوه و افسوسه

ترانه سرا: آمنه نقدی پور فرزند فیض الله 

از کتاب سایه ای به نام عشق

amenehnaghdipour.blogfa.com

https://www.academytaraneh.com/76191کپی شد!
1691
۶۲
۱
۱

درباره‌ی آمنه نقدی پور فرزند فیض الله

.آمنه نقدی پور فرزند فیض الله شاعر و نویسنده و نخبه علمی و فرهنگی و ادبی خواهران آمنه نقدی پور، استاد فاطمه نقدی پور شاعر و نویسنده، استاد خدیجه نقدی پور شاعر و نویسنده، استاد مروارید نقدی پور شاعر و نویسنده و پدرش استاد فیض الله نقدی پور همگی شاعر و صاحب چند کتاب شعر و فعال فرهنگی می باشند و در این راستا موفقیت هایی هم کسب کرده اند. بیوگرافی استاد فیض اله نقدی پور شاعر و نویسنده هنرهای تجسمی طبیب تجربی شکسته بند خطاط نوازنده نجار و... نویسنده کتاب های: کتاب گنجینه فیض کتاب گلشن فیض کتاب گلزار فیض ________________ بیوگرافی آمنه نقدی پور شاعر و نویسنده و نخبه و فعال فرهنگی متولد ۱۲ مرداد ۱۳۶۷ فرزند استاد فیض الله نقدی پور شاعر و نویسنده ساکن اصفهان کارشناس ادبیات سراینده کتابهای شعر: "فاتحان" "جاودانه ها" "آسمانه ها" "قاسمانه" "صف شکن" "سایه ای به نام عشق" "معراج خون" "یک جفت پای دار" "بیدومجنون" "خفته ای برمزارعشق" "آرزوهای بی هدف" و چند کتاب شعر دیگر... حق نشر آثار و کتاب های آمنه نقدی پور فرزند فیض الله محفوظ می باشد. Ameneh Naghdipour biography Ameneh Naghdipoor is the daughter of the great poet and writer Feyzullah Naghdipour She is a poem and writer of Isfahan she entered the arena of poetry and literature from the age of 12 And published his first collection of poetry at the age of 17 The first book of this lady is the artist, "Bid o majnoon" The collection was published at the age of 20 His second book is "Khofte i bar mazare eshgh" This book was selected at the Isfahan Student Festival in 1989. The third book, Ameneh naghdiPour, is "Arezoohaye bi hadaf", a teaching story for a teenage youth. Her fourth book is "Yek Joft Paye Dar", which includes the poetry of this artist's lady. His fifth book is "Mearaje Khoon", which is a rich collection of rhymed poems Ameneh Naghdipour The sixth book, Lady, is a penniless "Saye i Be Name Eshgh", a beautiful collection of Ameneh Naghdipour is a Persian Literature Writer, born in 1988 and residing in Isfahan. Ameneh NaghdiPour's At A Glance: (Bid o majnoon): 1385 (Khofte i bar mazare eshgh) : 2009: Selected Festival (Arezoohaye bi hadaf) : 1395 (Yek Joft Paye Dar) : 1396 (Mearaje Khoon) : 1396 ( Saye i Be Name Eshgh) : 1397 (ghasemaneh): 1401 (safshekan):1402 (fatehan): 1403 (javedaneha): 1404 (asemaneha): 1405 Amaneh Naghdipour has published several other books لطفا برای سفارش ترانه و تماس با من به وبلاگم مراجعه کنید. لینک وبلاگم amenehnaghdipour.blogfa.com

  • ناهید دیانتی =D> =D> =D> =D> =D>
  • ناهید دیانتی با افتخار لایک@};- @};- @};- @};-
  • حنانه داوود نژاد لااااااااااااایک :-x @};-
  • امیرعلی تاج ترانه ساختار شکن معنایی ولی زیبا و ستودنی @};- @};- @};- خدااا با من مدارا کن، دلم از غصّه ویرونه کسی انگار غیر از تو، زبونم رو نمی دونه @};- @};- @};- تصویر ذهنی قشنگی تونستی در اری @};- =D> نگاهت زیبا @};- @};-
  • جلالی خودت را جای من بگذار ديگه خسته ام خداي من از اين لبخند اجباري از اين اميد بيهوده از اين فرداي تكراري از اين گل بوسه قالي از اين فكراي تو خالي از اين بيهوده پ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژمردن از اين روياي پوشالي خودت رو جاي من بگذار خداي اين همه عالم ديگه بسه تمومش كن تو اين دنياي پر ماتم اگر تو جاي من بودي چي مي كردي تو اين دنيا چه مي گفتی به اين مردم با جبر ُ زور ُ اين دعوا خودت بنشين قضاوت كن خودت بنشين قضاوت كن نه حس آدمي دارم نه حس ِ جن بودن در من همش گيج همش مبهوت كه فكر جر زدن بودن ببين دلخسته ام از خود ببين دلخسته ام از تو بيا این جان بی ارزش بيا دست از سرم بردار فقط يك گام ديگر موند تا آزادي تا پای دار كمی آهسته تر شايد نه محكم تر قدم بردار 4/2/88 جلالي پايان
  • بهارناز اویسی یکی از کوچه رد می شه میگه: دنیا یه کابوسه خدا بالای تخت ِ مرگ لب ِ دنیا رو می بوســـه =D> =D> =D> . واااای آمنه عزیزم،چقدر دوست داشتم این ترانتو لایک تقدیمت بانو @};- @};- @};-
  • آیدین صبور یه سوال بی ربط: خواننده ای که توو ذهن شما این کار رو می خوند آقای رضا صادقی نبودن؟ ترجیع بند کارتون رو به شدت دوست داشتم @};- @};-
    • آمنه نقدی پور سوالت بی ربط که نبود هیچ،، نشون دهنده پختگی و چشم بصیرتت بود =D> من مطمئنم این آهنگمو یه خواننده نامبر وان می خونه و چه کسی بهتر از رضا :-) اتفاقا آقای صادقی از خواننده های محبوبمه ممنون که ترجیع رو دوست داشتی @};- @};- @};- به شدت ممنونم از حضورت @};-
  • روناک عساری @};- ☼سلام بانو نقدی پور☼ @};- ترانه زیبای شما رو خوندم و همچنین نقدای دوستان عزیز رو @};- @};- و در کل از این صفحه آموختم و لذت بردم لایک تقدیم شما @};-
  • عسل پوریونس یکی از کوچه رد می شه میگه: دنیا یه کابوسه خدا بالای تخت ِ مرگ لب ِ دنیا رو می بوســـه @};- @};- @};- =D> =D> =D> مرسی عزیزم از ترانه ی زیبات @};- @};-
  • معصومه قریشی جوون میده برای اجرا ؛ بعد بشینی باهاش هق هق کنی :-( خیلی ترانه ی خوبی بود آمنه جان ؛ دوست داشتم کارت و فضاش رو . لایکی @};- @};- @};-
    • آمنه نقدی پور آره جون می ده برای اجرا اما خدا نکنه با هنرم اشک کسی در بیاد چون ترجیح می دم هنرم باعث لبخند و شادی بشه :-) ممنونم که ترانه م را خوب دیدی معصومه مهربونم :-x خوشحالم فضا را پسندیدی و ممنونم از لایک :-x @};- @};-
  • مریم دهقان لبام رنگ ِ جنون داغه، صدام بی روحوغمگینه چشام غیر از خدا دیگه، نمی خواد و نمی بینه دلم ته می کشه انگار، دلم ته مونده ی درده خدا با اشک اون بالا، چشامو دیده /تر کرده @};- @};- @};-
  • کریم غمخوار ترانه با احساس و نسبتا خوبی بود .به نظرم اگه پرداخت مجددی روی کار داشته باشی مخاطب بیشتر حس ترانه ت رو می گیره.بعضی جابجایی ها و جایگزینی ها تو نگاه مجدد،کار رو با احساس تر میکنه و صد البته اینجا سلیقه هم تاثیرگذاره .مثلا در بند دوم داری: شبا از زور ِ تنهایی، صدامو درد میگیره/یه عمریه تقاصم رو… نفس توو سینه می گیره به نظرم "زور" اینجا خیلی کلمه مناسبی نیست و بهتر هست "درد" رو از ادامه به اینجا منتقل کنی و به جای درد کلمه مناسبی قرار بدی.مثلا "بغض".بنابراین :شبا از دِرد تنهایی، صدامو بغض میگیره.این جابجایی سلیقه ای هست و ممکن مخاطب دیگه با این جایگزینی موافق نباشه و همون که هست رو بپذیره و اینجا مخاطب شناسی ترانه سرا خیلی اهمیت داره.مثل اینکه بسیاری از خواص ترانه سرایی مثل خانم اسدی رو به شدت نقد می کنند در حالیکه امروز کمتر کسی هست که ترانه همه چی آرومه رو نشنیده باشه و با اون ارتباط برقرار نکرده باشه. اما در بیت بعدی نیاز به توجه بیشتر خارج از موضوع سلیقه هست.مثلا نوع قافیه و میزان انتقال مضمون مورد نظر به مخاطب. در مورد بند تکرار شونده هم خصوصا در بیت دوم به نظر می رسه نیاز به نمایشی رسا تر هست.موفق باشید @};-
    • آمنه نقدی پور سلام آقای غمخوار نقدتون را قبول دارم متشکرم از نقد خوب و سازنده تون "شبا از دِرد تنهایی، صدامو بغض میگیره" را به جای چیزی که نوشتم قرار می دم =D> @};- سلیقه تون را تحسین می کنم آفرین =D> @};- یه دنیا ممنونم ازت @};- شاد باشی @};-
  • رضا زهره وندی(پیمان) خدااا با من مدارا کن، دلم از غصّه ویرونه کسی انگار غیر از تو، زبونم رو نمی دونه شبا از زور ِ تنهایی، صدامو درد میگیره یه عمریه تقاصم رو… نفس توو سینه می گیره مدارا خواستن معمولن زمانی درخواست میشه که فرد رفتارهایی غیرمعمول و غیر تحمل طرف مقابل انجام میده درخواست مدارا از خدا بی معناست اینجا. تاثیر ضمیر ناخودآگاه از شنیده هاست. یکی از کوچه رد می شه میگه: دنیا یه کابوسه خدا بالای تخت ِ مرگ لب ِ دنیا رو می بوســــه این بیت یعنی چی؟ پرداخت ضعیفه خدااا امروز پلکامو، توو اشکام غرق میکردم نفس توو سینه پر پر شد، شنیدم بر نمی گردم صدا ها قط ـ ـ شد، دنیا تو چشمم تنگ شد انگار یکی میگف(ت): از دنیا بکن دیگــــــه، دس بردار نیم مصرع اول: امروز یعنی الان یعنی حال بعد غرق می کر د م؟ اصلن امروز حشوه قافیه ها هم ضعیفن انگار واسه چی اومده؟ شک داره؟ یا انگار مثلن اینجا معنای شباهت مداری میده؟ لبام رنگ ِ جنون داغه، صدام بی روحوغمگینه چشام غیر از خدا دیگه، نمی خواد و نمی بینه دلم ته می کشه انگار، دلم ته مونده ی درده خدا با اشک اون بالا، چشامو دیده /تر کرده جنون داغ چه رنگیه؟ اصلن جنون داغشم هست؟ سردش چطوریه؟ علت تشبیهات بی جا اینه که مطالعه ی شما در زمینه ی شعر و ادبیات ضعیفه. باید خووند وخووند و خووند و گاهی شاید شاید شاید نوشت. وقتی که برای ترانه میزارین باید حدود 99 درصدش مطالعه و یک درصد باقی مونده اگر نخاستین استراحت کنید نوشتنه. دانا باشی
    • آمنه نقدی پور بــــه بــــه! جناب آقای زهره وندی استــاااااد!! تا حالا کسی بهتون گفته خیلی حالیتونه اگه نگفته من می گم =D> =D> =D> =D> نقدای شما واقعا منحصر به فردن دقیقا مثل شعراتون =D> خوشحال می شم وقتی که می خونمشون 8-> مانا باشی@};- @};- @};- @};- :-)
  • مجید صادقی سلام آمنه عزيز ترانه خوب و زيبايي بود به نظرم ترجيع بندت يه كم مجهوله البته براي من اين طور بود ببخشيد @};- @};- @};- @};-
  • جابر جعفرزاده |فــاتــح| سلام خواهرم خیلی زیبا بود لایک هم کردم ولی با ترانه های قبلیتون ارتباط بهتری برقرار کردم 8-> موفق و سلامت باشید خواهرم :-) @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • حسین خزایی ترانه ز یبااایی بوود دوست من .. لحظه هاتون ترانه باروون @};- @};- @};- خدااا با من مدارا کن، دلم از غصّه ویرونه کسی انگار غیر از تو، زبونم رو نمی دونه شبا از زور ِ تنهایی، صدامو درد میگیره یه عمریه تقاصم رو… نفس توو سینه می گیره
  • فریبا رئیسی (نرجس) زیبا بود آمنه جان =D> =D> =D> اما کار قبلیت رو بیشتر پسندیدم :">
    • آمنه نقدی پور سلام فریبا جان ممنون از نگاه زیبات :-x خوب لاابد اون کارم بهتر بوده دیگه در هر صورتی خوش به حالم می شه ;)) خوووب اینکه شرمندگی نداره :-) ;)) لحظه هات شیرین :-x @};-
  • حمیده سادات غفوریان خــــدایـــا! من در کنج کلبه ی فقیـــرانه ی خود چیزی دارم، که تــو در عرش کبریــایت نداری! من چون تو خدایی دارم و تو همچون خــود نداری.... ! سلام آمـــنه ی گلم اخلاص و صداقت بی آلایش ترانه ت واقعا قابل تحسینه عزیزم =D> =D> =D> =D> همونطور که درمورد ترانه ی قبلی هم گفتم کارات دارن کم کم رنگ و بوی ترانه رو به خودشون می گیرن. فقط چندتا نکته به ذهنم رسید که فکر کنم گفتنش خالی از لطف نباشه: آوردن "رو" توی ترانه با وجود اینکه محاوره است اما صمیمیت زبانو تحت شعاع قرار میده . توی بیت دوم به نظرم رسید خواستی از دوکلمه ی یکسان اما متفاوت به لحاظ معنایی (جناس تام) برای قافیه استفاده کنی اما من متوجه تفاوتی بین دوتا " می گیره" نشدم. به نظرم توی بند ترجیع کشف زیبایی توی ذهنت داشتی اما کوتاهی وزن کمی دستت رو بسته من تصویر روشنی از "خـــدا بالای تخت مرگ لب دنیارو می بوسه " نگرفتم منظورت اینه که توو عصر ما خدا داره می میره ؟! خوب بوسیدن لب دنیا یعنی چی ؟! یعنی هنوز عاشق مخلوقاتشه؟! :-/ :-/ توی رکن انتهای مصرع چهارم بیت پنجم یک هجا کم داری (آدرس دقیقو داشتی ;)) ;)) ) و توی مصرع "خدا با اشک اون بالا، چشامو دیده /تر کرده" به نظر من ضعف تالیف وجود داره :-) برات از خــداوند شادی، سلامتی وخوشبختی درکنار خانواده وعزیزانت آرزو می کنم 8-> 8-> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- ((بهـــشــتی باشیــــد))
    • آمنه نقدی پور سلام حمیده سادات مهربونم :-x تو همیشه نسبت به من لطف داری نازنین در توضیح مورد "رو" که بهش اشاره کردی یه سری از کلمات مثل: رو، مثه، هس، چش و وو، می تونه جوری تلفظ بشه که خواننده دوست داره و شکل نوشتاری ترانه کاملا قراردادیه. همین کلمه "رو" اگه "را" نوشته بشه ترانه سرا متهم می شه به دوگانگی زبانی پس ترانه سرای بدبخت از هر طرف بام بره می افته. شبا از زور ِ تنهایی، صدامو درد میگیره یه عمریه تقاصم رو… نفس توو سینه می گیره می گیره توی مصراع اول به معنی "مسدود کردن" و در مصراع دوم به معنی "گرفتن -دریافتن" که البته توی نگاه اول به نظر می رسه یه معنی داشته باشند اما با دقت بیشتری که بخونی متوجه میشی. مورد بعد: دنیا مجاز از آدمه، منظورم از بوسیدن لب دنیا روی تخت مرگ اشاره به اینه که آدما موقع مردن عزیز می شن، خدا موقع مردن آدما را دوست داره... آدرست هم کمی پیچیده بود اِی شیطون نکنه پیچوندی؟مطمئنی؟ من که چیزی متوجه نشدم! ;)) و مصراع: خدا با اشک اون بالا، چشامو دیده /تر کرده معانی که مد نظرم بوده را می گم شاید نظرت عوض بشه:... 1_ خدایی که اون بالاست با اشک خودش چشم های من را دیده و خیس کرده 2- خدایی که اون بالاست با اشک های خودم چشمانم را دیده و خیس کرده 3- خدا با اشکهای اون بالا(باران) چشم های من را دیده و خیس کرده 4- خدا در حالی که چشمان من غرق اشک بوده، چشمانم را بیشتر دیده 5- حتی دیده تر را می شه بیناتر معنی کرد ممنونم حمیده عزیزم که منو با صبر وحوصله و دقت می خونی خیلی دوستت دارم خواهر گلم :-x :-x :-x آرزو می کنم همیشه زندگی شیرین و آرامی داشته باشی :-x :-x :-x در پناه خداوند عشق باشی عزیزم @};-
      • آمنه نقدی پور سلام حمیده عزیز روی مواردی که گفتی تجدید نظر میکنم متشکرم دوست من @};-
  • رحیم ممبنی گرمسیری سلام خانم نقدی پور @};- @};- =D> =D> =D> =D> =D>
  • سامان جاويدان خواندمو لذت بردم دست مریزاد @};- لایک @};- یکی از کوچه رد می شه @};- میگه: دنیا یه کابوسه @};- خدا بالای تخت ِ مرگ @};- لب ِ دنیا رو می بوســـه @};-
  • علیرضا آدینه بسیار زیبا و روان و دلنشین بود. البته بعضی از قسمتهاش درکش برای من سنگین بود. خدا بالای تخت ِ مرگ لب ِ دنیا رو می بوســـه :-? اما در مجموع کار قشنگی ارائه کردید. @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • آمنه نقدی پور سلام آقای آدینه خدا بالای تخت ِ مرگ لب ِ دنیا رو می بوســـه :-) دنیا مجاز از آدمه، منظورم از بوسیدن لب دنیا روی تخت مرگ اشاره به اینه که آدما موقع مردن عزیز می شن، خدا موقع مردن آدما را دوست داره... خیلی ممنونم از حسن توجهتون @};- @};- @};- @};-
  • فریبا رستگار سلام آمنه ی عزیز :-x خیلی خیلی لذت بردم از خوندن کارتون =D> =D> =D> لبام رنگ ِ جنون داغه، صدام بی روحوغمگینه چشام غیر از خدا دیگه، نمی خواد و نمی بینه دلم ته می کشه انگار، دلم ته مونده ی درده @};- خدا بالای تخت ِ مرگ لب ِ دنیا رو می بوســـه @};- @};- =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> ( شنیدم بر نمی گردم)این قسمت نفهمیدم منظورتوناز شنیدن چی بود؟ :-( اما درکل خیلی دوسش داشتم،مرسی ازشما. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • آمنه نقدی پور سلام بانو فریبای گل :-x باعث افتخاره @};- :-x خدااا امروز پلکامو، توو اشکام غرق میکردم نفس توو سینه پر پر شد، شنیدم بر نمی گردم صدا ها قط ـ ـ شد، دنیا تو چشمم تنگ شد انگار یکی میگف(ت): از دنیا بکن دیگــــــه، دس بردار این قسمت فضای اغما را تصویر کردم وقتی که شخص بین زندگی و مرگه و اطرافیان یا پزشکان از به هوش اومدن(برگشت) یا نیومدن بیمار حرف می زنند، بیمار توی حالت اغما متوجه حرفای دور و بریاش می شه و می شنوه که چی می گن. :-) خوشحالم که شعرم مورد توجهت قرار گرفت :-x دنیات قشنگ @};-
  • علی یاری خدااا با من مدارا کن، دلم از غصّه ویرونه کسی انگار غیر از تو، زبونم رو نمی دونه شبا از زور ِ تنهایی، صدامو درد میگیره یه عمریه تقاصم رو… نفس توو سینه می گیره سلام خواهرم عزیزم واقعا این دوتا کار آخری که ازتون خوندم تکونم داد لایک شدیدااا
  • امین بهاری زاده @};- @};- @};- @};- @};- @};-