میخوام گریه کنم تا صبح فردا

دل من پر شده از یاد بارون

میخوام که اشک بریزم تو خیابون

میخوام گریه کنم تا صبح فردا

چشام خشکی بگیره از بیابون

 

دلم خشکیده از ظلم زمونه

غم دوریت یه درد بی امونه

می خوام گریه کنم تا صبح فردا

دلم بی تو گرفته باز بهونه

 

تو رفتی و دل من زیر و رو شد

همه دنیای من بی رنگ و بو شد

میخوام گریه کنم تا صبح فردا

چشام به یاد تو پر آرزو شد

 

نمیخوام بی تو باشه حتی رویا

بیا سحر بشه این شب یلدا

میخوام گریه کنم تا صبح فردا

چشام بی تو نبینه روی دنیا

 

چی می شد که تو برگردی دوباره

بیا که قلب من آروم نداره

میخوام گریه کنم تا صبح فردا

چشام از دوری تو خون می باره

 

دل من باز گرفته از خیالِت

خیالم پر شد از چشم سیاهِت

میخوام گریه کنم تا صبح فردا

چشام بمیره از یاد نگاهِت

این ترانه رو یه بار شعر نو منتشر کردم که با نظرات دوستان تغییراتی بهش اضافه کردم که به بهتر شدن کار کمک کرد امیدوارم با انتقادات سازندتون کمک کنید که بهتر بشه هر چند این ترانه رو خیالی دوست دارم.

از این نویسنده بیشتر بخوانید: