مداد من

آهای مداد من بگو
شبه سیاه و ماهه تو
برق خطوط خاطره
سیاهه مثل راهه تو
مداد من خط میکشی
رو برگه های این دلم
قصه ی من کتیبه شد
نقش خطوط این گلم
مداد من تنها شدی!
نشستی اینجا رو زمین
برای رقص واژه ها
میون دست من بشین
مداد من قدرت تو
حق کلام لا فتی است
سکوت سایه ی تنت
مهم ترین فصل خطاست
مداد من با افتخار
زغالت و بکش زمین
ادامه ی حرف و بگو
محکم و استوار همین!
مداد من غصه نخور
که رنگ تو سیاهیه
رسالتت نوشتنه
اینم خودش یه راهیه
مداد من گلایه ها
جایی رو کاغذ ندارن
بزار که جوهرا بیان
غصه هارو جا بزارن
مداد من غصه نخور
 تراش روزگارتم
سفیدیا  رفتنی ان
رفیق  موندگارتم
مداد من ناله نکن
چوب تنت قدیمیه
فقط بهت میگم بدون
که قدمتم حریمیه
مداد من نگا بکن
عروسکا که چوبی ان
اونایی که میخندونن
واسطه های خوبی ان
مداد من بچگیام
مشق شبام و خط زدی
رقم بزن زندگی رو
اگر یه روزی بد زدی
مداد من غصه نخور
دلا همه سیا شده
این روزا کار آدما
فقط دیگه ریا شده
مداد من نوشته ها
بالا و پایین نداره
بازی رسم زندگی
خنده رو یادم میاره
(کیوان)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: