آلبوم خاک خورده ی شهر…

خاطره های منو تو
پرشده از تاریکی ها
هوای وامونده ی شب
نفس نداره واسه ما

بغضا چه راحت میخورن
ممیز و دیوونگی
دیگه باید از خودتم
بکنی و بیرون بری!

چقد(ر) خیابونای شهر
دریده و هیز شدن
دیگه جوونی های ما
نمی دونم….چیز شدن!

داروغه های شهرمون
زندونا(ها) رو رنگ میکنن
نقاشای شهرمونم
ابسولی ان….بنگ میکنن!

دیگه چراغ چارراها
واسه همیشه قرمزن
بچگی های پیر شده
پشتِ چراغا قر میدن!

آلبوم خاطرات شهر
پرشده از دردِ دلا(ها)
عکسای دسته جمعی مون
پاره میشن….چه بی صدا

چقد(ر) میریزه برگاشون
درختای تو کوچمون
پاییز که نیستش و لی خب
خزون آوردن واسمون

نفس های سنگین شب
بهار و تابستونو برد
بجاش ولی یه شب اومد
زمستون و پاییز آورد

پنجره ی اتاق من
تب میکنه بعضی شبا
گاهی شبا که آسمون
توش میمیرن ستاره ها

گاهی صدای گریه ها
آروم میشن بعضی شبا
شبایی که تو اوج خواب
خواب میبینن شدن رها

شبایی که تو اوج خواب
خوای میبینن شدن رها…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • چقد(ر) خیابونای شهر دریده و هیز شدن دیگه جوونی های ما نمی دونم….چیز شدن! =D> =D> =D> واااای ریحانه ی من ببخش که دیر رسیدم :"> خیلی پرحرف بود و عااالی بانو ، لایکی اجتماعی نویسه خودم @};- @};- @};-
  • درود بر شما @};- @};- @};- تصویر سازی خوبی داره این کار پیروز باشید @};- @};- @};-
  • چقد(ر) خیابونای شهر دریده و هیز شدن دیگه جوونی های ما نمی دونم….چیز شدن! شعر زیبایی بد البت پراکندگی موضوعی هم داشت از ترانه ی زیبایی که سرود خوشم اومد ولی این چند بیت بالا به دلم نشست هم منظورتونو نفهمیدم و هم روون نبود پاینده باشی ریحانه جان
  • درود خانم مهدی زاده کارتون مضمون خیلی خوبی داشت و بندهای قوی و خوب ولی بعضی جاها ضعیف بودن به نظرم میتونستین بعضی بندها رو قیچی کنین تا کار کوتاه تر بشه ولی در کل کار خوبی بود سپاس موفق باشین @};-
  • سلام ریحانه ی عزیز خوشحالم بعدازمدتها ازت ترانه میخونم. تاجایی که سابقه ی ذهنیم میگه توی کارهای قبلیت ایراد قافیه نداشتی اما توی بند دوم این ترانه قوافی غلطن. به نظرم برای پرداختن به تم اجتماعی توو آوردن تصویر دستت بازبوده اما بازهم به سراغ المان های کلیشه مثل پاييز و چراغ قرمز رفتيو همين باعث ميشه مخاطب با خوندن ترانه ت احساس كنه با اثري مثل صدها اثر ديگه روبه روئه. در نتيجه ظرف چند دقيقه شعرشما رو هم به فراموشي خواهد سپرد و قطعن اين هدفي كه شما داشتي نيست ريحانه جان. به اميد ترانه هاي درخشان در آينده اي درخشان. (( آرامـــــــش نصــــــــيبتان ))
  • =D> =D> =D>
  • سلام @};- ترانه ی خاص و زیبایی بود! اما با خیلی از مفاهیم مشکل داشتم! فکر کنم زیادی بی سوادم :-) موفق باشید/لایک هستید
  • کار خوبی بودد اما همسو با نظر دوستان زاد به تکرار افتاده بودید که با ه پرداخت مجدد حل ... این قسمت : ابسولی ان .. بنگ م کنند .. یعنی چی .. مگه ابسولی بنگ می کنه؟؟ :-? داروغه های شهرمون زندونا(ها) رو رنگ میکنن نقاشای شهرمونم ابسولی ان….بنگ میکنن!
  • سلام ترانتون زیباست. توو این قسمت بغضا چه راحت میخورن ممیز و دیوونگی دیگه باید از خودتم بکنی و بیرون بری! دیوونگی و بری قافیه نیستند و بنظرم نسبت به سایر قسمت های ترانتون از نظر آوایی و ریتم شنیداری ضعیف تره. موفق باشید @};- @};- @};-
  • درود بانو دلنشین و زیبا @};- @};- موفق باشید
  • سلام ريحانه جانم آبجي گل و بااحساسم :- :-x خيلي ترانه ي دلنشينتو بيش از كاراي قبلي دوست داشتم خواهري! فقط با تكرار بعضي واژه ها موافقم كه اونم با يه ويرايش كوچيك درست ميشه.... اگه بجاي تاريكي ها بگي تاريكيا روون تره مهربونم. در كل ترانه ي دوس داشتني بود اما توقع پايان بندي بهتري رو داشتم باتوجه به بندهاي موفق قبلي.... توو بند " نفس هاي سنگين شب...." بازي با فصل ها خوبه اما كاش ازش كاربرد بهتري ميگرفتي... و بند آخرم فكر ميكنم كمرنگ تر ظاهر شدي آبجي گلم :"> :"> :-x اما واقعن بندهاي شروع كارو دوس داشتم....خيييييلي عالي بود موفق باشي ريحانه جانم :-x
  • سلام ریحانه بانو امیدوارم این ناامیدیو شکایت فقط تو شعر باشه یعنی دنیات پر از امید و زندگی و اتفاقات خوب باشه. زیبا قلم زدی هرچند حال آدم بد میشه ازین وصف ها شاد باشی به دور از چشمای غم @};- @};-
  • درود خانوم مهدی زاده ی عزیز به نظر من ترانه ی خوبی بوود ولی به نظرم واژه های تکراری زیاد داشت . مثه شب اومد بعضی شبا گاهی شبا شبایی که و... و اینجا پاییز که نیستش و لی خب خزون آوردن واسمون پاییز و خزون چه تفاوتی داره با هم ؟ در کل در عین اینکه کارتون رو دوس داشتم به نظرم باید این ترانه پراداخت بیشتری روش صورت بگیره @};- @};- موفق باشی هم ترانه @};-
  • سلام دوست من زیبا سروده ای @};- @};- آلبوم خاطرات شهر پرشده از دردِ دلا(ها) عکسای دسته جمعی مون پاره میشن….چه بی صدا =D>
  • اول شدن خیلی حال میده خداییش..راستی سلام ریحانه ی عزیز تتصویرای ترانتو دوس داشتم..ولی هر دوباری که ترانه رو خوندم..احساس میکردم ذهنم تمرکزشو از دست میده ..یه جورایی پراکندگی موضوع اذیتم میکرد...البته نظر شخصیه....در کل تصیراتو دوس داشتم ..موفق باشی
  • امشب چه شبیه ...ومن سومین ترانه ای که اولین کامنتو میزارم..من چقد خوشبختم... @};- @};-