اردیبهشتی بودم اون روزا … /

با تو چجوری زندگی کنم
حتی اتاق تو ازم جداس
زیر یه سقف اما غریبه ایم
دیوار چین یک عمره بین ماس

با تو چجوری زندگی کنم
این حالو مجنونم نمی فهمه
جوری که من سرما رو حس کردم
حتی زمستونم نمی فهمه

روزای اول عاشقم بودی
هرچی گذشت از حسّ تو، کم شد
اردیبهشتی بودم اون روزا
با رفتنت سرما حریفم شد

مردونه با دردام ، تا کردم
اما توو آغوش تو زن بودم
اونقدر بی احساس و یخ بودی
فرداش ، می فهمیدی من بودم!
.
.
.
خونه فقط جای تو با من بود
جز تو همه چی توو خودم مُرده
من مکث کردم تا تو برگردی
تقویم ، تنهایی ورق خورده

حتی در و دیواار فهمیدن
هر روز ، بی تو چی سرم اومد
هی منتظر بودم خودت باشی
وقتی کسی آروم ، در می زد
…..
تو ، مرد فروردین من بودی
یا قلب من به اشتباه افتاد؟
آخه تو که رفتی از این خونه
پشت سرت بهمن به راه افتاد…/

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • کار زیبا و پر احساسی بود که ایرادات جزئی وزنی نیز داشت ولی من در زیبایی کار غرق شدم و این اشکالات اهمیت چندانی برام نداشت موفق و پاینده باشید
  • سلام خانم اول. یک تبریک برای اینکه شما یک ترانه سرای دراماتورژ هستید. داستان هم می نویسید؟ من خودم همواره در طول همه سالهای کارم سعی کرده ام دراماتورژ باشم و به همین دلیل این جور ترانه سراها را خیلی دوست دارم.متاسفانه این مهارت در نسل ترانه امروز بسیار کم پیدا می شود و کم هستند کسانی که بتوانی چشمهایت را ببندی و با ترانه شان یک نمایش زنده ببینی. ترانه شما این قدرت را دارد. دوم. نظر شخصی من همواره بر این بوده که وزن در ترانه، همان قدر که بشود ترانه را خواند کافی ست. من بر عکس نظر خیلی از دوستان ترانه شما و هیچ کس دیگری را با معیار اوزان و عروض نمی خوانم. ترانه شما را خیلی راحت خواندم و اتفاقا لذت بردم که در ترانه خودتان بودید و اسیر وزن نشدید. هیچ وقت کاری نکنید که در ترانه سنگین شوید، چون در تکرار غرق می شوید. پیشنهاد۱: “خونه فقط جای تو با من بود جز تو همه چی توو خودم مُرده” در مصرع هایی از این دست ، به جای “همه چی” از تعابیر گسترده تری استفاده کنید. به کلیدها دقت کنید: خونه- تو- من- مردن . اگر به جای “همه چی” از مثلا “یه دنیا” استفاده کنید هم تعابیر بسیار به هم بیشتر می آیند و هم مخاطب به نظرم درک بهتری از عمق فاجعه خواهد داشت. موافقید؟ پیشنهاد۲: از علائم بیشتر استفاده کنید. مثلا در بیت اول “زیر یه سقف اما غریبه ایم” یک ویرگول جلوی سقف باور کنید کمک بسیار زیادی به مفهوم بودن ترانه برای مخاطب خواهد کرد. یعنی من می فهمم شما منظورتان ابن است: زیر یک سقف هستیم، اما در عین حال با هم غریبه ایم پیشنهاد۳: من مکث کردم تا تو برگردی تقویم ، تنهایی ورق خورده ببینید باز اینجا عمق فاجعه رو یک مقدار کم کردید. “مکث” تعبیر فوق العاده جذابی در ترانه است. اما به نظر این جا، جایش نیست. شما دارید از فصل های طولانی می گویید. از انتظار، فداکاری. یک مکث برای برگشتن، کم نیست؟ مثلا ” من ایستادم تا تو برگردی”شاید مفهوم رنج را بیشتر می رساند. موافقید؟ تشویق۱: استفاده از ماه ها به عنوان تعابیر ایده بسیار خوبی بود. تشویق ۲: مردونه با دردام ، تا کردم اما توو آغوش تو زن بودم اونقدر بی احساس و یخ بودی فرداش ، می فهمیدی من بودم! با دو مفهوم مرد و زن فوق العاده حرکت کردی و در نهایت بسیار به جا دردت رو گفتی. آفرین تشویق ۳: آخه تو که رفتی از این خونه پشت سرت بهمن به راه افتاد… این مصرع رو بی نهایت دوست دارم و همیشه حفظ خواهم بود. اگرهیچ چیزی از ترانه تان را نبینم، همین بیت و همین مصرع کافیست بگویم اگر به این خلاقیت ادامه دهید در ترانه جزو موفق ترین خانم ها خواهید بود.مطمئنم. روزهای خوبی داشته باشید
    • سلام و بینهایت سپاسگزارم از وقتی که گذاشتین برای این ترانه ، امیدوارم لایق اینهمه تعریف باشم @};- داستان نمی نویسم یا دست کم تا امروز بهش فکر نکردم... برای وزن و قوافی در ترانه هم به شخصه روی قافیه پردازی به طور مستقیم خیلی حساسم و تا حدی که تشخیص بدم از قافیه های هم آوا توی ترانم استفاده نمی کنم .مگر اینکه ندونسته باشه. وزن هم مقید نیستم که حتما بر اساس وزن خاصی در ادبیات بنویسم اما سعی کردم و خواهم کرد که ترانم ریتمش رو از دست نده و موزون باشه( البته جدا از ترجیع بند که معمولا ریتم عوض میشه) / هرچند دوست دارم بتونم روی وزن های مختلف بنویسم... /دیدگاه شما محترم هست و همسو با گفته های شما این نظر شخصی من بود ... برای (من مکث کردم تا تو برگردی) جایگزین پیدا کردم و برای دو مورد دیگری که اشاره کردین واقعا ممنون، حتما بررسی و رعایت می کنم. تشویقی ها هم که خیلی باعث دلگرمی و امیدواریه برای من :-) @};- همیشه دعوت هستید برای نقد ترانه هام سربلند و سلامت باشید/
  • روزای اول عاشقم بودی هرچی گذشت از حسّ تو، کم شد اردیبهشتی بودم اون روزا با رفتنت سرما حریفم شد سلام ياسمن عزيز كار فوق العاده با احساسي بود و خيلي به دلم نشست. وزن و لحن و فضاي كارتو دوست داشتم. موفق باشي دوست خوب من. @};- @};- @};-
  • سلام یاسمن عزیز.بابت نبودم عذر میخوام و مطمئن باش دلیلی جز مشغله نداشته @};- ترانه ی زیبایی بود و زنانگی درش موج میزد.گاها تعابیر نو و بکری هم در کارت دیده میشد =D> دونکته:اول وزن و ریتم بند اولت به نظرم به مابقی کارت نمی خورد دوم اینکه هیچوقت بین تعابیر نو و زیبات با یه تصویر کهنه و نخ نما حال مخاطب رو نگیر ;)) مثل:زیر یه سقف اما غریبه ایم دیوار چین یک عمره بین ماس که خیلی ازش استفاده شده موفق باشی @};- @};-
    • سلام و ممنون از حضور شما @};- خوشحالم ترانمو زیبا خوندین برای وزن و مورد دیگه ای که اشاره کردین دقت بیشتری در آینده خواهم داشت باز هم باشید سپاس @};-
  • سلام خونه فقط جای تو با من بود جز تو همه چی توو خودم مُرده من مکث کردم تا تو برگردی تقویم ، تنهایی ورق خورده اين قسمت ترانه رو خيلي دوست داشتم ممنون
  • سلام یاسمن عزیز من میخواستم در مورد وزن حرف بزنم که جواد جان اشاره کرد سکته بعضی جاهای کار احساس میشد ولی با تکیه ی متفاوت رو کلمات برای خودم حلش کردم من مکث کردم تا تو برگردی کمی سنگین خونده شد خانم شکفته ی عزیز اصولا مکث کردن یه پریود زمانیه کوتاهه وکاربردی که شما ازش گرفتی برای تنهایی بلند مدت مشکل ایجاد کرده -------------------------------- دیواره چین یه عمره بین ماست یک ویه مخصوصا تو ترانه از یه استفاده کنی بهتره اینجا استفاده از یک ترانه تونو از روون خوندن انداخته درسته خیلی اشکال کوچیکیه ولی اثرزیادی روی خوندن توسط مخاطبتون داره --------------------------------- جز تو همه چی توو خودم مُرده تقدیر تنهایی رقم خورده خودم مرده---رقم خورده آهنگ کار و در پایان مصرع ها زیباتر میکنه البته مجاز نبودم مصرع جدید بزارم اینو نوشتم که به رقم خورده و خودم مرده برسم دو کلمه ی هماهنگ صد در صد زیباتر میکنه کارو -------------------------------- کار کردی که از فصلای سال گرفتی مخصوصا در بند و مصرع آخر خیلی خیلی خوب بود تقدیم به شما @};- @};- @};- @};-
    • سلام آقای آدینه.ممنون از حضورتون@};- برای مواردی که توی قسمت اول گفته هاتون اشاره کردین حتما رسیدگی می کنم.برای (مکث) هم با آقای معظمی هم نظر هستید و حتما پرداخت میشه.اصلا اون لحظه بهش فکر نکردم!. برای (یه) و (یک) راستش هر دو حالتو امتحان کردم اما نمی دونم چرا (یک) به نظر خودم بهتر بود، و روون می خونم اما اگر مخاطب با سکته می خونه تغییرش می دم از توصیه ی شما خیلی ممنون/ و اما بند آخر نوشته هاتونو متوجه نشدم از (تقدیر ، تنهایی رقم خورده ) به چه منظور استفاده کردین، یعنی جایگزین ( تقویم ، تنهایی ورق خورده) بکنم؟؟ با آوردن واژه ی تقویم و ورق خوردنش خواستم گذر زمانو بدون خواست من نشون داده باشم... اگه توضیح بدین که منظورتونو متوجه بشم ممنون میشم @};-
      • علیک سلام یاسمن عزیز شکفته در مورد بنده آخر اصلا قصدم تغییر نبود چون کار خودتون درسته فقط منظورم این بود که گاهی بجای اوردن یه قافیه از ذوالقافیتین استفاده میکنیم که کارو زیبا تر میکنه اون بند خـــودم مرده رقـــــم خورده همچین حالتی رو تداعی میکرد فقط خواستم اشاره ای به این مساله که حتمن خودتونم میدونین داشته باشم و قصدم این نبود بگم عوض بکنین همین...امیدوارم این بار بهتر توضیح داده باشم @};- @};-
      • سلام جناب آدینه @};- بله ! گرفتم مطلبو... و ممنون از پیشنهادتون و اینکه وقت گذاشتین برای ترانم @};-
  • سلام ياسمن عزيز ترانه بسيار زيبايي بود از ترانه شما و نظرات دوستان استفاده كردم موفق باشي
  • سلام و آرزوهای خوب کار احساسی و کشش داری خوندم . آغاز و مخصوصن پایان با صلابتی داشت . آفرین ! ان شاا... در کارهای بعدی این اشکالات جزئی هم نباشه . کار خوبی بود ... قلمتون نویسا
  • =D> =D> =D> =D> @};- @};-
  • سلام.ترانه ی معمولی ای بود تو سه مصرع بند اول ایراد وزنی به شدت تو ذوق میزد و مصرع اول بند دوم... جارتمو ببخشی ها خواهرم... ولی در کل مردای فروردین به درد نمیخورن :-))
    • سلام مرسی از حضورتون... تا جایی که من می دونم شما فروردینی هستین! چرا این حرفو زدین خدا می دونه :-) همیشه باشید جناب روشنی
      • نه خیر خواهرم. من اردیبهشتی ام...
      • عجب! پس اطلاعات غلط دادن! خیلی هم خوب. منم اردیبهشتی هستم اما مرد فروردینی چیز دیگه اس ... اصلا مرد باید فروردینی باشه ، بانو اردیبهشتی/// @};-
  • سلام یاسمن عزیز کار زیبایی بود.بی وقفه دوس داشتنی بود.مانا باشید
  • سلام......تبریک میگم بابت کار زیباتون خونه فقط جای تو با من بود جز تو همه چی توو خودم مُرده من مکث کردم تا تو برگردی تقویم ، تنهایی ورق خورده =D> =D> =D>
  • @};- =D>
  • روزای اول عاشقم بودی هرچی گذشت از حسّ تو، کم شد اردیبهشتی بودم اون روزا با رفتنت سرما حریفم شد .. فوق العاده ...حس زیبایی رو منتقل میکرد .. میپسندم @};-
  • سلام ترانه ی بسیار خوبی بود .آفرین.. تعبیرات بسیار بلیغ و رسا بودند و البته با کاربرد دقیق و بجا .. توفیق روزافزون خانم ِ یاسمن ِ گل ِ همچنان شکفته .. =D> @};- @};- @};- @};- =D>
  • با توجه به اینکه مخاطب اثارتون هستم پیشرفتون کاملا محسوس و ستودنیه .. مطمئنا بهترینها رو از شما در این فضا خواهیم خواند . موفق باشید @};- @};-
  • آفرین یاسمن عزیزم.پیشرفتت رو توو این کار حس کردم واژ تعابیر زیبایی که بکار بردی لذت بردم .موفق باشی خانمی مهربونم
    • سلام خانم سید موسوی... دلم تنگ شده بود برای شما، نبودم و ندیدم این اواخر باشین/ خوشحالم که برگشتین و نظر شما بزرگوارو برای ترانم دارم. @};- @};-
  • درود خانوم شکفته ترانتون رو خوندم و لذت بردم من زیاد در نقد کردن مهارت ندارم و این کار رو دوستان خیلی حرفه ای تر بیان کردند اما از لحاظ احساس کار باید بگم شما کارتون رو به نحو احسن انجام دادید تبریک میگم @};-
  • سلام خانم شکفته بار اول هست که از شما ترانه میخونم و امیدوارم کارهای دیگه تون هم اینقدر خوندنی باشن. من با فضای کار ارتباط گرفتم و احساسی که از ترانه به منه مخاطب منتقل شد خیلی خوب بود @};- موفق باشید @};- @};- @};-
    • سلام آقای شمس، نقد و نظر شما رو پای بعضی از ترانه ها می خوندم و واقعا خوشحالم که افرادی مثل شما و بعضی از دیگر دوستان هستن که وقت می ذارن برای ترانه و صریح اما مفید نقد می کنن ممنون از حضور گرمتون و همیشه باشید. اینکه حس خوبی از ترانم گرفتین منو خوشحال می کنه و امیدوارم نقد شما رو برای ترانه هام داشته باشم و استفاده کنم @};-
      • ممنونم از شما و رضای عزیز :-) @};- @};- @};-
  • =D> عالی! من از نکات دستوری و فنی که بقیه گفتن سر در نمیارم به نظرم خیلی دلنشین بود
  • سلام یاسمن خانم ازخوندن ترانتون لذت بردم همیشه موفق باشی @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام و خسته نباشید خانوم شکفته @};- ترانتون رو خوندم و چندتا نکته جسارتن به نظرم اومد که حیفه نگفته بمونه @};- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اول که با جناب پوران در مورد وزن کار موافقم و اضافه کنم یه سکته داشت کارتون"مردونه با دردام تا کردم" @};- "حتی اتاق تو ازم جداس"این قسمتو دوستمون خانوم یاوری اشاره کرده بودن به وزنش که با احترام به ایشون و نظرشون باهاشون مخالفم و وزن مشکلی نداره.اما باید عرض کنم شما تو یه مصرع کوتاه 3 بار حرف"ت"رو تکرار کردین که اگه بخواین به اجرا شدن فکر کنین میبینین که واسه خواننده یکم سخته و خیلی زیبا نمیشه و احتمالن باید عوضش کنین. زیاد سرتونو درد نمیارم فقط یه صحبت کوچولو رو این بند : خونه فقط جای تو با من بود///مؤلف با این مصراع چیو میخواد بگه؟ما دوتایی زندگی میکردیم؟!!احتمالن منظور شما غروری بوده که باعث شده "ما"نباشه و "تو و من" حاکم زندگی باشه.اما یه سؤال پیش میاد:خود مؤلفم باعث فاصله بوده یا نه؟!اگه بوده که با بقیه کار یه تناقض رو داریم و اگرم نبوده چرا هم به "تو" اشاره میشه و هم به "من"؟! جز تو همه چی توو خودم مُرده///اینجارو اولین بار که خوندم متوجه شدم یجاش داره اذیت میکنه.چند بار خوندمش و متوجه شدم که مشکلش(از نظر من) اینجاست"توو خودم" و به نظرم میشه خیلی ساده کاری کرد که رفع بشه"توی من".البته جسارت نمیکنم که بخوام پیشنهاد بدم من باب مثال عرض کردم @};- ارتباط افقی تو بیت بالا از نظرم خیلی سست بود من مکث کردم تا تو برگردی///مکث کردین؟!عاشقه و صبر ایوبش!!شما مکث کردین؟!!خیلی از حس انگیزیه کارتون کم کرده! تقویم ، تنهایی ورق خورده///اینجا مؤلف از تنهاییش میگه بدون معشوق اما به مصرع قبلش هم مرتبط هست؟! ارتباط عمودیه بند رو هم خیلی ضعیف دیدم شما تو بند بعد اومدین تقریبن بازم از تنهایی بعد از ترک شدن گفتین که قبلن هم گفته بودین کلن ولی بیت پایانی بند 6 خیلی تصویر خوبی داشت. یه نکته شما از اول کار از جدا بودن اتاق گفتین و چطور با تو زندگی کنم(که البته روایتی از زمان حال هستش) اما تو اواسط با زمان گذشته حرف میزنید "با تو چجوری زندگی کنم حتی اتاق تو ازم جداس زیر یه سقف اما غریبه ایم دیوار چین یک عمره بین ماس" "روزای اول عاشقم بودی هرچی گذشت از حسّ تو، کم شد اردیبهشتی بودم اون روزا با رفتنت سرما حریفم شد" در ادامه باید بگم بیت آخر بند پایانی خیلی خوب بود.لحظه های خوبی تو کارتون خلق شده بود که یجورایی با قسمتای دیگه کار بهشون کم لطفی کردین. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جسارت من رو ببخشید.تمامی نظراتم شخصی بود و میتونه اشتباه باشه.کارتون پتانسیل بالایی داره و قلمتون تواناست. به امید کارهایی منسجم تر و بهتر از شما دوست عزیز @};- قلمتون پایدار @};- @};- @};- @};-
    • سلام آقای معظمی.خیلی ممنون برای اینکه پای ترانم حضور دارید.و ممنون از وقت و دقتی که برای این کار گذاشتین/ 1-در بند 5، (خونه فقط جای تو با من بود) اصلا منظورم از آوردن ( تو با من) جدایی یا یکی نبودن، یا (ما) نشدن نبوده! و شاید نتونستم منظورمو درست بیان کنم. خونه فقط جای ما دو تاس این توی ذهن من بوده موقع سرودن ترانه. ( خونه فقط جای تو "با" من بود) ... شاید کمی متفاوت باشه از (خونه فقط جای تو " و " من بود) . به نظر من دومی مفهومی که شما برداشت کردین می تونه داشته باشه اما مورد اول نه! با این حال روی پرداختش وقت میذارم. 2- (من مکث کردم تا تو برگردی/ تقویم، تنهایی ورق خورده ) منظور از (من مکث کردم) این بود که من بدون تو نخواستم روزهام و زمانم بگذره.... اما تقویم روزگار بدون خواست و اراده ی من ورق خورده/ 3- مشکلی که برای زمان بندی اشاره کردین دقیقا متوجه نشدم! در تمام کار من دارم برای معشوق خودم می گم و می نویسم... بند اول زمان حاله، بند دوم از جایی که به گذشته بر می گرده ، منظور یاد آوری روزهای خوبی بود که گذشت و الان دیگه نیست! برای بقیه ی توصیه ها و نظراتتون هم خیلی ممنون. امیدوارم روشن نوشته باشم اگه باز هم ابهام یا نظری داشتین خوشحال میشم بدونم. هیمشه به ترانه هام دعوتین برای نقد/
      • سلام مجدد خانوم شکفته @};- تو بیت اول بند 5ام با توجه به توضیحاتتون باید عرض کنم بین 2 مصرع ارتباطی نیست.متوجه "با"شدم و به اون انتقادی وارد نیست @};- بنده عرضم رو خود واژه "مکث"بود. میتونستین خیلی حس برانگیزتر پرداختش کنین.مکث اصولن یعنی کمی موندن(تو زبان محاوره)مؤلف باید واسه عشقش تو این داستان مدت طولانی بمونه.مثلن من هر روز 1 سال منتظرت موندم.و این به نظر این حقیر شاعرانه تره... واسه اختلاف زمان باید عرض کنم اگه الان معشوق کنار مؤلف نشسته و داره گوش میکنه به حرفاش کل ترانه چی میخواد بگه؟!شما از زمان حال شروع کردین و ترانتون با تعریف از گذشته تموم شده.من خیلی خلاصه داستانو مینویسم: (من الان با تو چطوری زندگی کنم؟تو که رفتی من خیلی شرایط بدی داشتم) حالا من مخاطب باید به چی فک کنم؟چه داستانی باید تو ذهنم بمونه؟الان منتظر ادامه داستانیم که نوشته نشده. در کل من معتقدم ترانه(نه شعر!)باید ابهامی توش نباشه و مخاطب بتونه برداشت درستو از کار داشته باشه و نیازی به پی نوشتو توضیح نداشته باشه. اینها مجموعن نظرات شخصیه البته و بقول دوست عزیزم احسان نوری"وحی منزل نیست" ترانه ای که اتفاقای خوبی داشته باشه آدمو مجبور به ریز شدن تو داستان میکنه.و این قسمت خوب کار شماست @};- حتمن سر میزنم و نظرم(نقد کار اساتید و بزرگتراست نه کار این حقیر)رو عرض میکنم.خوشحال خواهم شد موفق باشید @};- @};- @};-
      • برای " مکث" تازه منظورتونو متوجه شدم و حق با شماست. درست اشاره کردین! حتما یه فکری به حالش می کنم... و اما برای زمان بندی، ممکنه نیاز به ویرایش داشته باشه اما فکر نمی کنم فهمیدنش سخت باشه یا مبهم باشه/ خیلی اتفاق پیچیده ای نیست. دل منه که گرفته از دوری و درد عشق ! همین به خدا معشوق کنار من ننشسته فقط من برای معشوق نوشتم... بگذریم چشم.کلا از نو پرداختش می کنم. برای بزرگواری و لطفتون ممنون @};-
      • اختیار دارین خانوم... :-) باور کنین اون اولش گولم زد ;)) :"> آخه زیر یه سقفیمی که توشه یکم مبهمش میکنه واسم...وقتی مجید میگه اوکی یعنی اوکی دیگه!!!حتمن ایراد از ذهن مخدوش منه :-) به جان خودم پشیمونید از دعوت کردنم واسه کارای بعدیتون :-)) ولی حتمن میام و دیگه دعوت شدم.. :"> ;)) موفق باشید دوست گرامی @};- @};- @};- @};-
      • خیلی خوشحالم از حضورتون و حتما منتظر شما در ترانه های بعدی هستم... البته ممکنه یکی دو قرن دیگه دوباره ترانه بذارم! :-( بازم از شما و محبتتون ممنون @};-
      • راستی آقا (مجید) کی هستن؟!
      • آقای شمس بزرگ!!این گلها هم تقدیم به ایشون و شما @};- @};- @};- @};-
  • سلام کارو دوست داشتم چون رکن اصلی ترانه رو داره (احساس). ولی یکم توو ریتمیک بودن ترانه با مشکل بر خورد کردم ،شروع ترانه لوس بود ولی خوب تمومش کردی در مورد بند سه هم توضیح بند دو س .واین خوب نیست ولی بند چهار خوب بود.دوسش داشتنم آفرین ،با نقطه های که گذاشتی فکر کنم ترانه حذفیات داشت!!!در مورد بقیه ای ترانه هم اتفاق تازه نیفتاده بود جز همون احساس مولف. @};-
    • سلام.ممنون برای حضورتون. و لطف شما به این ترانه واقعا خوشحالم که نقد شما رو دارم... منظور از لوس بودن اول ترانه رو نفهمیدم؟ اما سعی می کنم با پرداخت این ترانم، و کلا برای ترانه های بعد از این اتفاقات تازه ی بیشتری توی کارم داشته باشم/ @};-
  • کار زیبا و دلنشینی بود.مخاطبو تا آخر کار میکشونه..نسبت به قبل پیشرفت خوبی داشتین..تعابیرتونم قشنگ بود..موفق باشید. @};-
  • آفرین =D> ، زیبا و دلنشین بود دوست عزیز @};- @};- @};- =D> =D> سبز بمانید.
    • سلام. بنظر من کار زنانه و خوبی بود. یکی از ویژگی های کار این بود که روی وزن مفتعلن مفاعلن فعل نوشتید که در چند جا هجاهای بلند و کوتاهی سکته ایجاد میکرد جوری که من سرما رو حس کردم؟مستفعلن مستفعلن فعلن. کاملا با وزن آغازین متفاوته و شامل اختیارات وزنی و زبانی هم نمیشه اما در من اون کارب که از اهورا ایمان مثال زدید اصلا ترانه نیست.و زبان در اون کار کاملا زبان شعر و استفاده از در توی ترانه اشتباهه مگر اینکه مضمون بسیار زیبا و خوب بشینه در کار تو باید غرق شی در من بفهمی کی دلش دریاست در کل کار رو خوب دیدم موفق باشین
      • سلام آقای پوران. ممنون از اینکه ترانم رو نقد کردین .از نقد شما و امثال شما استفاده می کنم و باعث راهنمایی و یادگیری من هست/برای تعریفی که کردین خیلی ممنون . وزن هم مواردی که اشاره کردین نیاز به پرداخت داره(پرداخت کلی). برای بند 6 شما درست می گین و منظور منم همین بود! اینکه (در من) برای ترانه سنگینه مگر موارد استثنا، که شما مثال زدین. از لطف و راهنماییتون واقعا ممنون./ @};-
    • @};- ممنون از حضور گرم شما آقای حمیدی
  • سلام یاسمن جان :-) عزیزم خوشحالم که باز ترانه ای از تو می خونم.... اما راستش به خوبی کارای قبلیت نبود.به شدت ایراد ریتم و وزن داره به عقیده من.راحت خونده نمی شه مثلا حتی اتاق تو ازم جداس تو بند دوم گفتی این حالو مجنونم نمی فهمه .مجنون که عاشق شما که دم از عشق نزدی که مجنون حالتو بفهمه شما دم از جدایی زدی. جز تو همه چی تو خودم مرده ایراد داره یا باید بگی تو خودم کشتم یا مثلا در من مرده .... امیدوارم با ویرایش مثل ترانه های قبلیتون بدرخشه @};- @};- @};-
    • سلام.ایراد ریتم و وزنی که شما بهش اشاره کردین فکر نمی کنم به جا و قابل قبول باشه. چون روونه و حتی سکته وزنی هم توی مواردی که گفتین نداره! برای سرنوشت لیلی و مجنون هم ، سری به داستانش از نظامی بزنید و بخونید... شاید رفع ابهام بشه// ( این حالو مجنونم (((نمی فهمه))) فقط نمی دونم چطور به نظر شماتوی این ترانه حرفی از اینکه من عاشقم زده نشده؟!حماسی که نیست/عاشقانس. برای " در من " هم که گفتین باید به جای ( جز تو همه چی توو خودم مرده ) به کار می بردم باید بگم که "در من " برای زبان ترانه سنگینه . می شه در ترانه از " در من " استفاده کرد اما بایستی زبان کار بیش از اندازه فاخر باشه مثل : باور نکن تنهایی ات را من در تو پنهانم تو در من.... " این دقیقا نقل قول از یکی از ترانه سراهای خوب و عضو این آکادمی هست که اگر خودشون اجازه دادن نام می برم ازشون/ و برای نکته ی آخر؛گفتین باید به جای ( جز تو همه چی توو خودم مرده) می نوشتم : توو خودم کشتم!! من نخواستم عشقمو در خودم بکشم! بلکه از دوری معشوق همه چیز و به بیانی هر حس خوب و مثبت، امید،خوشبختی و ... در من مرده نه به خواست و اراده ی من! این ترانه درد دوریه .درد انتظار برای بازگشت// نه حسی که توی خودم کشته باشم! و از نظر خودم از ذو کار قبلی خیلی تو سطح بالاتری بود(از بعضی لحاظ) و نیاز به پرداخت هم داره اما مواردی که شما اشاره کردین نمی پذیرم. به هر حال نظرات شخصی خودتونو گفتین و خواندم! اگر نقد اصولی و با دلیل بیان بشه حتما می پذیرم و در صورت لزوم دفاع می کنم اما به قول یکی از دوستان، نظر شخصی نیازی به دفاع نداره از وقتی که گذاشتین ممنون و سربلند باشید سارا خانم/@};-
      • یاسمن عزیز این حق شماست که از کارتون دفاع کنید و منم به عنوان مخاطب این حقو دارم که بگم به نظرم کارتون ایراد داشت و یا اینکه کلا کارو نپسندم.من گفتم تو خودم مرده غلطه کلا این عبارت غلطه.مثالهام کلی بود و می دونم در توی زبان ترانه جایی به اون صورت نداره. داستان مجنون رو هم کیه که ندونه...اما جایی که شما اشاره کردین بی ربط بود به عقیده من . شما ترانه اینو منتقل نکردین که عاشق طرف مقابل هستین فقط از سردی اون شخص گله کردین.مجنون اگه دوری و سردی دیده به شدت هم عاشق بوده. ایراد ریتم و وزن رو هم می گذارم دوستان دیگه هم قضاوت کنن اگه همه این ترانه رو روون خوندن و مشکل وزنی هم ندیدن ...لابد اشتباه می کنم :-) پاینده باشید @};- @};- @};-