بی هوده می خندم…
چرا چشمای من خیسه ؟چرا عکساتو میبوسم؟ تو این روزای دلتنگی دارم از ریشه میپوسم/ مثل دیونه های گیج همش بی هود می خندم /دوتا عاشق که میبینم سریع چشمامو میبندم/ تو رفتی و تو این خونه هنوز داغون داغونم /هنوز هر روز و ساعت ها به عکست خیره میمونم / تو این روزای دلتنگی همش درگیر چشماتم /همش تو این سکوت سرد یه نقطه توی رویاتم/ چرا درکم نکردی تو ؟ندونستی که دلگیرم ندونستی یه روز بی تو توی این خونه میمیرم؟
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق