بهونه

من همیشه واست بهونه بودم

که انتقام دنیا رو بگیری

هرجا یه ذره از دلت رو دادی

بیای و از من اونو پس بگیری

غصه رو جا به جا کنی تو قلبت

بذاری توی دست عاشق من

بری خیالتم نباشه دیگه

غریبه ها با دل من چه کردن

مثل صدا که می پیچه تو کوها

یه روز میای و میگی خیلی تنهام

حالا دیگه از عشقمون چی مونده

من , ولی دیگه دستاتو نمیخوام

باشه برو غصه رو بیخیالی

طی میکنم نیا به این حوالی

خاطره هاتو دیگه دور میریزم

نیای بهم بگی که در چه حالی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: