امونتی !

خودم رو دست دستای تو دادم

کیو با رفتنت تنها گذاشتی

امانتدار خوبی بودی اما

ببخشید چیزی اینجا جا گذاشتی ؟

همش فک میکنم چشماتو بستی

تصور میکنی من روبروتم

شاید وقتی نباشم شک کنی که

یه ذره از تموم آرزوتم

هوایی میشم از یاد گذشته

تموم خونه از تو صحنه داره

نمیدونی که اینجا وقت و بی وقت

واسه برگشتن تو بیقراره

به تو عادت نکردم که جدا شم

ولی باور کن از تو دور میشم

خودت تنها شدی خونه که اینجاس

منم مثل خودت مجبور میشم

با اون حالی که رفتی بوی جاده

داره می مونه تو دستای سردم

میترسم خونمون تنها بمونه

منم از روی عادت برنگردم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: