قسم

به غربت توی نگات به آخرین واژه ی عشق
من عاشق کسی شدم که عاشقی رو اون نوشت
به غربت نوشته هام که خط به خط اسیر شدن
اسارتش سهم منه می ذارمش توو سرنوشت

دفتر خاطراتمو هر شب برات ورق زدم
شاید که خاطرات من بتونه آرومت کنه
اما نمی دونم چرا سیر نمی شن چشمای تو
شاید که تلخِِ خاطرات یا قلب من نمی تونه

به عاشقی قسم که باز همه ترانه هام تویی
تموم خواب هر شبم تویی بهانه هام تویی
به عاشقی قسم که باز همه ترانه هام تویی
تموم خواب هر شبم تویی بهانه هام تویی

یکم بهم فرصت بده برای آخرین دفه
نگاهمو عوض کنم همین یه بار همین دفه
یکم بهم فرصت بده اگه نگاه من کمه
برای اثبات دلم پیش تو و پیش همه

به عاشقی قسم که باز همه ترانه هام تویی
تموم خواب هر شبم تویی بهانه هام تویی
به عاشقی قسم که باز همه ترانه هام تویی
تموم خواب هر شبم تویی بهانه هام تویی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: