عشق اشتباه…

عشق ما مثل طنابِ نخ نما بود

مرز بین من و تو یه اشتباه بود

خیلی وقته سازِ رفتن کوک کردی

این نگاه سردتم آخرِ راه بود

تو نشستی روبه رومو با سرانگشت

توو تموم گلدونامون خار کاشتی

با نفس هایِ یه مرده تویِ خونه،

انگاری میلی به موندنم نداشتی

پا زدی به بختِ گنجشکِ رو ایوون

جای قاب پنجره سیاه گذاشتی

توی تاریکیِ را ه ِکورِ خونه،

هرکجا ماه میومد ،تو برمیداشتی

خسته بودی از صدایِ سردِ تکرار

توی گوشِ دیوارا پنبه میذاشتی

تو یه عمره که منو اینجا ندیدی

به همین سادگی، تو، دوسم نداشتی

.

.

.

عشق ما مثل طنابِ نخ نما بود

مرز بین من و تو یه اشتباه بود

خیلی وقته سازِ رفتن کوک کردی

این نگاه سردتم آخرِ راه بود…..

از این نویسنده بیشتر بخوانید: