کوچه ی دلتنگ

هنوزم خاطرات تو میاد با هر غروب پیشم
تو دل میدی به این دوری منم دلتنگ تر میشم
خیالت هر غروب از من داره چشماشو میگیره
توی این کوچه ی دلتنگ داره از پنجره میره
تو رفتی و یه دیوونه میون ردّ پات ماته
دلش دنیاشو گم کرده حواسش پرت چشماته
چقدر این بیقراری ها شبیه حسّ پروازه
ببین از روزیکه رفتی هنوزم پنجره بازه
پُرَم از حسّ بیداری پُر از شعرای نشنیده
کی میدونه خیال تو چه خوابی واسه من دیده؟
نذار برگرده این دوری نشو راضی به این تکرار
به آغوش تو خو کردم منو دست خدا نسپار

از این نویسنده بیشتر بخوانید: