مرگ ذهن

می خواستم بگم زخمای کهنه رو

اگه می شه برگرد سر چارراه

من انگار که تازه رسیدم به تو

تو این روز پردرد سرچارراه

پیاده رو سر رفت از احساس من

چشام عابرارو می کرد وارسی

تو موندی تو تاخیرو من گم شدم

توی ساعت نحس دلواپسی

سقوطم تو عمق فراموشی بود

تو یادم بیار من رو به یاد من

اگه می شه این وحشت و دور کن

من و راهی کن به خود من شدن

ندیدی که تو قاب دلشوره هام

یه تصویری از بی قراری بودم

یه روزم که تو اومدی پیش من

تو بدشانسی و بدبیاری بودم

نذار شومی حادثه سایه شه

اگه می شه برگرد به من گوش کن

تو هر لحظه در من عبور می کنی

بیا مرگ ذهن و فراموش کن

سقوطم تو عمق فراموشی بود

تو یادم بیار من رو به یاد من

اگه می شه این وحشت و دور کن

من و راهی کن به خود من شدن

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: