دیگه برو نمیخوامت حتی نگات نمیکنم
دیگه عزیزمن تورو هیج وقت صدات نمیکنم
دیگه برو پیشم نیا که این حنات رنگ نداره
هرچی که شعر گفته بودی یه ذره اهنگ نداره
دفتر خاطراتتمم از اسم تو پاک میکنم
هرچی که عکس ازتودارم یه گوشه ای خاک میکنم
وقتی میخوای دروغ بگی چشماتو پنهون میکنی
با این همه دوزو کلک این دلمو خون میکنی
بسه دیگه دروغ نگو حرفاتو باور ندارم
دیگه مث اون قدیما اشکاتو باور ندارم
تو هم یه بی وفا شدی درست مثه این زمونه
بروکه حتا نمیخوام اسم تو یادم بمونه
ما فکر میکردیم یه نفر تودنیا مال ماشده
لطف خدای مهربون شامل حال ماشده
اما چه ساده دل بودیم تو مال دیگرون بودی
ماپی تو روی زمین، تو توی اسمون بودی
خلاصه من بهت بگم که دیگه خامت نمیشم
اون عاشق همیشگی که هست به کامت نمیشم
فقط میگم برو برو تموم شده هرچی که بود
نه عاشقی بود این وسط نه عشقی اومد به وجود

از این نویسنده بیشتر بخوانید: