دل کندن

تو می رفتی نمی دیدی منم مثل تو دلتنگم

تو قلبم باجنون تو چه بی رحمانه میجنگم

تو می رفتی نمی دیدی منم مثل دلگیرم

نفس می گیرم از عشقت ولی آهسته می میرم

تو می رفتی منم با تو شریک هق هقت بودم

ولی آروم آروم که نفهمی عاشقت بودم

به حال روزت عادت کن به من ربطی نداری تو

نگو می دونم این لحظه مث من بی قراری تو

تظاهر میکنم سردم من از عشق تو دل کندم

تظاهر میکنم خوبم دارم با گریه می خندم

تمومش کن ازم بگذر نباید عاشقم باشی

واسه این ماهی مرده نمی شه دیگه دریا شی

تمومش کن که این احساس تداخل داره با منطق

برو آتیش نزن بازم به این دیوونه ی عاشق

هوا امشب چه دلگیره مث قلب من آشوبه

برو که رفتنت شاید برای هر دومونخوبه

برو اما به این رفتن به تظاهر اعترازی نیست

به رویای تو دل بستم به دل کندن نیازی نیست

از این نویسنده بیشتر بخوانید: