بد کردی روزگار

امروز که گم شدم ،رو شونه ی بهار
امروز می گذره ،بد کردی، روزگار
امروز می گذره ،صفحه به صفحه سرد
گرد شکست راه ،چشمامو خسته کرد
مدفون شدم ببین، مدفون فصل زرد
یک لحظه گم شدم ،ما رو چی زنده کرد
مُردم کنار تو، با این سکوت ولی
تو خلوت زمان ،از من نموند دلی
بگذر تو روزگار، من شاکی از خود ام
از سرنوشت بد، مغلوب کم شدم
بگذر تو روزگار امروز می گذره
من منتظر می شم تا کم شه دلهره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: