دلم دوباره لک زده

دلم دوباره لک ،زده برای خنده های تو

برای حس گم شدن ،تو آبی چشای تو

دلم دوباره لک زده برای بوسه لبت

واسه دوباره اومدن میون خواب هرشبت

دلم دوباره لک زده که با تو همسفر شوم

به کوچه های عاشقی دوباره رهگذر شوم

دوباره درخیال خود به خانه توپرکشم

به آن نگاه آشنای عاشقانه سرکشم

دلم دوباره لک زده به دشت سینه غم زنم

درون کوچه های شب به شوق توقدم زنم

دوباره با صدای تو زغصه ها رها شوم

به خنده ای ازآن لبت زبار غم جدا شوم

دلم دوباره لک زده برای انتظار تو

درون سینه قلب من ،همیشه بی قرار تو

از این نویسنده بیشتر بخوانید: