منو بازم تو دعوت کن…

تو ایــــن آبادیـــه مخروب، دلـــــم یـــــــاد تــو رو کــــرده

میــــون ایــــن شـــلوغــی هـــــا، نبــــودت واقعــــا درده

پــــــر از درده نبـــــود تــــــو، بــــرای قلـــب بیمــــــــارم

ولــــی رو طاقچه ی قلبـــم، هنـــوز عکس تــو رو دارم

هنـــوز چشمــام پــــــر از اشــکِ، دلــــم لبــریز از نــالـه

نگو این عشـــق احساسی هنـــــــوزم واســـه تـــو کاله

.

.

.

تو ایــن شهـــر حراجی ها، چـــه ســاده میشه آزاد شد

چه ســـاده میشه هـــر لحظه، اسیــر بنــــد هر بــاد شد

ولــی از دوریِ مفرط، بـــه سمت تــــو رسیــــــدم بـــاز

دیگه خستم از این بن بست، می خوام با تو کنم آغاز

منو بــازم تـــو دعوت کن، تــو از مـن بگذر اینبـــارم

بــذار تو بـــازی دنیــــا، بگــــم عشــــق تــــو رو دارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام دوست من به اکادمی خوش اومدین..بسیار زیبا بود..ممنونم @};-
  • سلام جناب حسنعلی زاده خوش اومدین به آکادمی ترانه... اولین ترانه تون رو خوندم و دلنشین بود...منتظر آثار بعدی شما هستم. با مهر @};-
  • درود به فیاض نازنین/منم تقریبا یکمی با نظر مهرناز موافقم به اضافه ی اینکه تو بیت آزاد و باد من احساس میکنم یه هجا زیاده داداش/اما معنیش به دلم نشست مخصوصا اون اولاش/همیشه پایدار و موفق و پر ترانه باشی داداش @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلامی دوباره ریتم کارت در بعضی جاها تغییر می کنه مثلا اینجا اونم بخاطر اینکه که قافیه اجباری اوردی .نباید بذاری قافیه دستت رو ببنده و بیتت رو تحت تاثیر قرار بده .اوردن این قافیه هم شکست وزنی ایجاد کرده .و نامطلوب بود! خصوصا اینکه ردیف" شد" خودش سنگین ادا می شه . تو ایــن شهـــر حراجی ها، چـــه ســاده میشه آزاد شد چه ســـاده میشه هـــر لحظه، اسیــر بنــــد هر بــاد شد مشخصه که استعداد صد در صد نوشتن رو داری و مشکل قافیه هم به اون صورت نداری اما بر می گردیم به نو اوری و اتفاقات نویی که قراره در شعر بیفته اوج ها ، ضربه هایی که تو ترانه ات خبری ازشون نبود و تصویرسازی های خیلی کم رنگ، می تونست این تصاویر با پرداخت بیشتر زیباتر هم جلوه بده من آغاز ترانه رو دوست داشتم تو ایــــن آبادیـــه مخروب، دلـــــم یـــــــاد تــو رو کــــرده میــــون ایــــن شـــلوغــی هـــــا، نبــــودت واقعــــا درده ولی در ادامه انتظارم رو برآورده نکرد حس کردم دارم یه ترانه ی معمولی می خونم .واتفاقی درش تکونم نداد .جدای از اینکه بسیار روان بود حس کار جسارتم رو ببخش . امیدوارم بهترین هارو ازت بخونم و موفق باشی @};-
    • سلام خانوم رضايي ممنونم بابت نقدتون فقط دقيقا بايد چيكار كنم كه قافيه دستم رو نبنده؟ ------------------- بعيد ميدونم بشه اسمش رو اصلاح گذاشت اما اينطوري هم ميشد باشه: تو ایــن شهـــر حراجی ها، چـــه ســاده میشه آزاد شد چه ســـاده میشه هـــر لحظه، به هر آغوشي ارشاد شد؟؟؟ اما بعد فك كنم تمام نوشته هام فاقد تصاوير بديع باشه و بيشتر روايتي ساده از يك واقع هس و البته دوس دارم اين رويه رو اصلاح كنم.
  • دوست خوب من...ترانه ی خوبی بود...این مصراع قسمت اول تقریبا نوعی حشوه...هم معنی قسمت دوم مصراع قبله اما همچنان جای خالی خودش رو داره و خواننده احساس میکنه یک چیزی رو جا زدی در نوشتن پــــــر از درده نبـــــود تــــــو، بــــرای قلـــب بیمــــــــارم همچنین...میخوام با تو کنم آغاز....زبان ترانه شما رو کاملا به هم زده...این نوع جابه جایی ارکان در ترانه جایگاه جالبی نداره...در هر حال کار زیبایی بود و خوش آمدید....لایک دوست من @};-
  • سلام ممنون كه اين نوشته رو خوندين.
  • سلام با احترام فراوان .خواندم موفق و پیرزو باشید @};-
  • واقعا که تاکید خوبی بود..لذت بردم...ممنون
  • درود زیبا بود @};-
  • سلام... ترانتونو خیلی دوس داشتم... منو بــازم تـــو دعوت کن، تــو از مـن بگذر اینبـــارم بــذار تو بـــازی دنیــــا، بگــــم عشــــق تــــو رو دارم @};- =D>
  • ترانه زیبایی از شما خواندم،در مورد بیت چهارم هم نظر من اینه که توی ترانه این جور شکستن ها مشکل حادی نیست برعکس بعضی وقتا نشان قوته،مثلا ترانه آخر فیلم "خداحافظ بچه" را گوش کنید. @};-
  • سلام بر تو... بیت 4 قوافی خوب ننشسته گرچه مفهوم را خوب رساندی... و در بیت آخر مخاطب دچار سر در گمی میشه... منو بازم تو دعوت کن، تو از من بگذر این بارم... یعنی چی؟ میشد روشن تر و راحت تر آن را بگویی..در تالیف کمی ضعف داشت این بیت یا با عجله تمامش کردی.. اما از حق نگذریم من شروع ترانه تو بسیار دوست دارم.... لذت بردم...لایک