دیازپام

وقتی یه آهنگ قدیمی، توو فکر من سوراخ می شد
وقتی کنار تو نبودن، قدّ یه دونه آ آ آ آ آ آ خ می شد
وقتی که تنها! سر سپردن…، قانون دنیای کثیفه
وقتی که دِ…دِ…دل سپردن، حکم یه گاز از سرخ سیبه

بودن توو این دنیای صدرنگُ نمی خوام
من زندگی توو – تنگه تنگُ – نمی خوام
زیر فشار قبرِ اوون چشما، شِ کَ س تَ م
دیگه دلت، اوون تیکه ی سنگُ نمی خوام

وقتی یه آهنگ قدیمی، توو چشم من برّاق می شد
وقتی که دِ…دِ…دِ…دل من، از اونور خط، داغ می شد
وقتی زبونِ زهرمارت، روو قلب من، شلاق می زد
وقتی که روحمُ! وجودت، با هر غریبه تاق می زد

موندن توو این دنیای آشغال ُ نمی خوام
پرّنده بودن، بی پر و بالُ نمی خوام
زیر فشارِ نفرت از فردا، شِ کَ س تَ م
این زندگی، تحویل هر سالُ نمی خوام

وقتی یه آهنگ قدیمی، توو بسترم تعویض می شد
وقتی که دل، روی زبونم، دِ…دِ…دِ…دِ…دل، ریز می شد
وقتی که هرم بوسه هامون، روو سرخ لبهام سرد می شد
وقتی که آغوش گس تو، تنها! ضریح درد می شد

من، این سکوت سرد و مسمومُ نمی خوام
سرکووووفتهای مثه باتوووومُ نمی خوام
آرامشِ بعدِ یه توفانُ نمی خوام……….
این زندگی، زیرِ دیازپامُ نمی خوام!!!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: