پلنگ زخمی

پلنگ زخمی ام اما! کنار تو چه آرومم…
پر از تحریک مهتابم؛ دلیلشُ نمی دونم!
پر از تصویر مردابم روو خواب تُرد این بستر
برو ای آبی آروم! برو همخواب نیلوفر!
توو ذهن خسته این شب، پر از تکرار بارونم
همش ابرای دلتنگی! کجایی ماه؟ داغونم!
همش دست سیاه شب، تحقّق هایِ بی رویام
کجا رفتی؟ کجا رفتی؟ بیا برگرد؛ من تنهام
پر از تردید تکرارم میون قلّه و مرداب
دیگه خسته م ازین بازی؛ ازین چِشای نیمه خواب
دیگه خسته م ازین بازی؛ ازین بازی بی معنی
نگا(ه) کن پنجه هامُ تو!آخه پس کِی؟ کجا؟ یعنی…!
بیا تا صبح فردارو با یاد روی ماه تو…
پلنگ زخمی ام اما! پلنگ سر به راه تو

پلنگ زخمی ام اما! با این چِشای نیمه خواب
توو این شبای توو در توو؛نشستم چش به رات روو آب…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: