شهر من
آی زمونه !
ما بریدیم
از تموم قصه ها
آدمای سرد،
خسته
ماجرای غصه ها
سرگذشته یه حراج و
خون
ناموس و
وطن
قیمت یه دونه نون و
یه خیابون و
یه زن
شهر پر رنگ و ریا و
سبزی گلدسته ها
قحطی مهر و وفا و
عابرا شکسته ها
کودکای پیر
فال و
مرغ عشق و
بوق ماشین
بوی اسپند
اشک سرد
شوق مشق و
بوق ماشین
چپ
راست و
قصه هاتون
بازی مترسکاتون
فقر
بیداد
من
تو
ما
بازیه عروسکاتون
آی زمونه!
ما بریدیم
ما بریدیم…
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق