ائل گلی

باز بیا بشین کنارم ، ای همه بهونه ی من
زل بزن درون چشمام ، تا که سرخ شه گونه ی من

سفره ی حرمتو وا کن ، تا برات لقمه بگیرم
دستو زیر چونه بنداز ، ناز کنو بگو که سیرم

تو چشام بازم نگاه کن ، که هنوز خیسه و گریون
با خودم باز هم قدم باش ، دور استخر زیر بارون

دستاتو به دور دستم ، حلقه کن که خیلی تنهام
گرچه میرم اما عشقم ، بخدا همیشه اینجام

ائل گلی شعر شکستو ، شب نشین غم نوشته
اون که پاش بسته به زنجیر ، سر به دار سرنوشته

ائل گلی برنمیگردم ، مث شهرت خیلی سردم
کو کجاست اونی که میگفت ، تا ابد دورت میگردم

مث من هیچکسی اینجا ، زیر غم گریون نبوده
حتی تویه خاطرات هم ، رنگ چشماش خون نبوده

حق داره با عشق تازه ، نیاره منو به خاطر
اون که رفت، تو یاد من باش ، یاد این تنها مسافر

ائل گلی شعر شکستو ، شب نشین غم نوشته
اون که پاش بسته به زنجیر ، سر به دار سرنوشته

ائل گلی بر نمیگردم ، ائل گلی برنمیگردم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: