بوسه در خواب..
باز شبو این تبِ حسرتِ یک نگاه
آجُرایه ترگ خورده ی تکیه گاه
بازم مردمِ با نقاب بینِ ما
دردِ تکرارو این قصه ی شهرِ ما
خسته از بستنِ پنجره روبه ماه
دردِ معشوقِ دست بسته ی چشم به راه
منم خسته از اون وَره شیشه هام
دیدنه سوختنه خوبی و ریشه هام
باید خوابِ یک عشق دید خوبه من
تو خواب, طعمه بوسه چشید خوبه من
تو شهرِ شلوغ و تو این بَل بَشو
تو توو چاهِ نیرَنگِشون غرق نشو
با این مردمِ با نقاب بینِ ما
که دیوار رو دیوار شدن سمتِ ما
با این بغضه نشکسته ی خط خطی
سرنوشته سیاه , گیجیه لعنتی
تو هم خسته از بستنِ حنجره
منتظر,پشتِ دیوارو این پنجره
باید قرص خورد خواب دید عشقِ من
گریه ی مرد و توو خواب دید خوبه من
باید قرص خورد خواب دید عشقِ من
توو خواب طعمه بوسه چشید خوبه من..
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق