پیله غم

حرف دلو به کی بگم غصه رو دست به سر کنه
به خاطر من اشکاشو رو گونه در به در کنه؟

به کی بگم که عاشقم عاشق هم صدا شدن
پیله غم دریدن و پروانه و رها شدن؟

صدای قلب من هنوز تو گوش لحظه لحظه هاست
اما چه فایده که دلم تو فصل سرد غصه هاست

تو حسرت یه حرف ناب مثل همون دوسِت دارم
تو لحظه های زندگی ثانیه ها رو میشمرم

شاید یه روز یکی بیاد که چشمامو صدا کنه
پیله غم رو بشکنه پروانه رو رها کنه

امید بشه به زندگی خط بکشه رو غصه هام
خنده رو مرهمی کنه برای زخم گریه هام

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

395
۳

درباره‌ی رضا کزازی

به نام آن که مارا آفرید برای با هم بودن پنجره ی چشمانت را بگشای و با نگاه مهربانت آرامشی به من ده همچون آرامش خواب تا که من به شکرانه آن دست بر خاک نهم و سر به اسمان کشم آنچنان که گویی سالهاست ریشه در خاک دارم. Reza.djks@yahoo.com