یه جاده
یه جاده تا ته حسرت
یه رفتن از سر عادت
من از یاد تو پر میشم
تو این تاریکی و رخوت
###
یه شهری که ازم دوره
مث فانوس کم نوره
بازم این راهو گم کردم
پرم از حس دلشوره
###
شدم بوفی که میدونه
یه عمری کور میمونه
تو اوج درد و دلتنگی
بازم آواز میخونه
###
میرم راهی فردا شم
میرم با غصه تنها شم
میرم همراه این جاده
که تو آغوش شب جاشم
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد