یکی بود/نبود

یکی بود هیچوقت نبود و دیگه نیست

فقط از اون یادگار مونده واسم چشمای خیس

یکی بود که قصه گفتنن واسه اون کاری نداشت

آخر تموم قصه هاش منو تنها میذاشت

کسی که دیوونه بازیارو یادم داده بود

یه جوری فراموشم کرد و میگفت چه ساده بود

یکی که بهوونه های بودنش قلابی بود

یکی که نگاه دریایی اون مردابی بود

کسی که برای عاشقی من بهوونه ساخت

یه کاری با دل من کرد که به دلواپسی باخت

کسی که حقیقتش دروغ محضم شده بود

برای داشتن اون با همه بحثم شده بود

ولی باورای رنگیمو خرابش کرد و

نقشه ی عاشقیمو نقش بر آبش کرد و

به بهونه های واهی دلمو ساده فروخت

رفت و چشم ترمو به جاده دوخت

حالا من موندم و روزای سیاه و شب سرد

متنفرم از عشقش اما میگم برگرد…..

۸/۳/۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید: