آفتاب

به راهت ادامه بده نازنین
نذار بشکنی خم بشی رو زمین
نذار سایه ها راهتو کج کنن
نذارآدمای بد شب نشین
که میخوان از این قافله کم بشی
تو سایه گرفتار ماتم بشی
برات مرثیه سربدن دق کنی
لب حوض بشینی وهق هق کنی
تو آفتابی آب کن یخو جون بده
صدا باش واسه پیرمردای ده
که هرشب غم گندم وفکرآب
چشاشونوخون میکنه وقت خواب
هزارسال گذشت ونیومد بهار
زمستون زمستون پر ازانتظار

از این نویسنده بیشتر بخوانید: