فاصله

چی بگم که دست تقدیر منو از تو دور نشونده
هستی من و دلم رو پای عشق تو سوزونده

حرفی نیست برای گفتن جز غم نداشتن تو
که خودش یه دنیا حرفه نمیشه نخواستن تو

خلوت هر شب دلم لبریز خواستن توئه
غم منی که عاشقم تنها نداشتن توئه

تنهایی زخم قلبمه که مرهمش تنها تویی
برای کهنه قاب دل تصویری از عشق نویی

تو با منی تو هر نفس هرچند که دوری از چشام
بهانه ای واسه دلم تنها تویی که من میخوام

فاصله ها نمیتونن عشقتو از من بگیرن
حتی اگه به خاطرت جونمو از تن بگیرن

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی رضا کزازی

به نام آن که مارا آفرید برای با هم بودن پنجره ی چشمانت را بگشای و با نگاه مهربانت آرامشی به من ده همچون آرامش خواب تا که من به شکرانه آن دست بر خاک نهم و سر به اسمان کشم آنچنان که گویی سالهاست ریشه در خاک دارم. Reza.djks@yahoo.com