سکوت شب

شب میاد باز با سکوتش دلمو خون بکنه

میاد که باز با غرورش دلو داغون بکنه

میاد که یادم بیاره بی تو تنها موندم

میاد که بهم بگه باز توی غم ها موندم

تو سکوت شب میموندم

توی غم هام تو رو خوندم

تو که از دور ترین ناحیه ی شهر

تو سکوت شب دلت با من بود

تو که از توی چشام عشقو میخوندی

میدونستی که تپش های دلم بی تو تمومه

میدونستی که دلم بی تو بازم تنها میمونه

ولی اما حالا نیستی . . . . .

حالا دیگه واسه من تنهایی سخته

می دونی که خیلی وقته دیگه تنهام گذاشتی

حالا از شهر شلوغ دل تو با خبرم

حالا از قلب شکسته ی منم بی خبری

حالا موندم منه تنها

توی شب

سکوت و غم ها

میشمارم ستاره ها رو

روی سقف تاریک اتاقم

میشمارم دونه به دونه

اشکای داغ رو گونه

میشمارم روزای تنهایی رو

میرسم به روز دیدار

اون روز تلخ جدایی . . .

همون روز که فهمیدم تو بی وفایی!!!

میدونستم توی قلبت

واسه من نیست دیگه جایی

باشه خوبم هر جا هستی

اگه عاشق اگه مستی

نمیخواد یادت بیاری

یه روزی یه دل شکستی .

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • درود خانم مطلق ورودتون رو به اکادمی ترانه تبریک عرض میکنم دوستان به نکات خوبی اشاره کردن امیدوارم با توجه به این نکات بیش از پیش پیشرفت کنید به امید موفقیت سپاس @};-
  • درود ندا جان به آکادمی خوش اومدی به امید بهترینها @};- @};-
  • سلام ندا جان خواهر عزيزم كارت بدون نقص نبود ولي براي كار اول خوب بود اگه روي وزن و قافيه ها بيشتر دقت كني به زودي شاهد پيشرفتت خواهيم بود
  • وزن و قافیه باید بیشتر کار بشه سعی دایره لغت و کلماتت رو زیاد کنی برای اینکار بهتر هست کتاب بیشتری مطالعه کنی اکثرن بدون مطالعه وارد میشند مطالعه بیشتری کنید، ممنون دیوان سهراب، دیوان مشیری، دیوان مهدی اخوان ثالث، دیوان فروغ فرخزادو... و دیوان های گذشتگان، نظیری نیشابوری، سعدی، حافظ، مولانا، انوری،، عطارو... همین که شروع کردی نشون میده میتونی، موفق باشی موفق باشی
  • زيبا بود كاش ويرايش مي كردي @};- @};- @};-
  • سلام. هر چقدر تمرین کنیم در خلاصه گویی و انتخاب دقیق کلمات می تونیم شعرهایی با لایه های معنایی بهتر و تصاویر نو تری بگیم و در ساده ترین نگاه: می تونیم بلندی و کوتاهی خط هارو رعایت کنیم تا وزن هم در ترانه مشهود باشه. به نظرم خیلی از سطرها به راحتی میتونه حذف بشه چون تکرار شده.مثل:"حالا دیگه واسه من تنهایی سخته/می دونی که خیلی وقته دیگه تنهام گذاشتی" تا ترانه ی جمع و جور تر و منسجم تری داشته باشیم. نکته مثبتش اینه که در اکثر ترانه ها شاعر از درون خودش میگه و به هیچ چیزی در بیرون اشاره ای نداره تا حسش از بین نره! و نتیجه ترانه هایی تکراریه.اینی که در این ترانه یک آدمو با کل آدمای شهر مقایسه کردید خوبه. با دید وسیع تری نسبت به اینجور تصاویر می تونید عاشقانه های بهتری هم بگید. سلامت باشید. @};- @};- @};-
  • ایرادات وانتقاداتی که به ترانه های من وارد میشه رعایت نکردن وزن وقافیه وبه کار بردن احساسات زیادهستش........انتقادی که شاید به ترانه شما هم میشه وارد کرد..........هرچند که من معتقدم مهم احساس کاره ونباید این احساس قربانی اصول شعری (وزن -قافیه) بشه..........هرچند که وزن وقافیه میتونه تاثیر گذار بشه....... درهر صورت از کارتون لذت بردم........... =D>
  • ببخشید منظورم: “باز میاد که با غرورش منو داغون بکنه” به جای “میاد که باز با غرورش دلو داغون بکنه” بود. انسانِ ممکن الخطاست دیگه! :-)
  • سلام به نظر من فقط یه حس بود! ویرایش کلی میخواد. وزن و قافیه و حذف اضافات و..! مثلا یه یه نمونه: "باز میاد که با غرورش دلو داغون بکنه" بهتر از "میاد که باز با غرورش منو داغون بکنه" نیست؟ عبارات سرگردون زیاد دارید. کیفیت مهمتر از کمیت نیست؟؟؟!! یا اینکه با کمبود واژه مواجهید. برای مثال از دل و قلب و تنهایی زیادی استفاده کردید! با مطالعه و خوندنِ بیشتر میشه دایره ی لغات رو افزایش داد. تا جایی که شاعر می تونه تبدیل به خودِ واژه بشه و واژه ها محتاج شاعر شن. نه اون محتاج واژه ها!!! میدونید دنیای نوشتن یه بخشش جوششه (که مهمترین رکنه به نظرم). اما کوشش هم لازمه. در کل =D> خودتون گفتید نظر بدید خب :-) @};- ببخشید وقتتون رو گرقتم. جسارت بنده رو هم ببخشید. ولی از انتقاد هیچوقت نترسید! که پلی برای پیشرفته. هرچند که من فقط نظرمو گفتم و انتقاد نبود. :-) ادامه بدید... موفق و پیروز باشید. =D> @};-