غرور زخمی

شعرهای نیمه نصفه
یه اتاق پیرو خسته
یه غرور زخم خورده
یه هوای سرد و، بسته
چند تا شعرعاشقونه
یه دل پُراز ، بَهونه
قلم وکاغذی بی خط
این منِ بدون فرصت
روزای چشم انتظاری
غروبای بی قراری
یه نگاه مات وسنگین
لحظه هایم بی توغمگین
یه مسیر رفته ازیاد
روزگارِ رفته برباد
بوی خوب آشنائی
اُمید روز رهائی
شاید اون روزتو بیائی
شاید اون روزتو بیائی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: