شکنجه

وقتی چشاشو دیدم
دلم تو سینه لرزید
اون اما بی تفاوت
فقط به من میخندید
—————
چشمای اون آتیش بود
اما خودش نفهمید
از من ساده اون روز
ساده دلم رو دزدید
—————
هزار تا چشم دیگه
چشمای اون نمیشه
اون رفت و من میمونم
تو حسترتش همیشه
—————
اون رفت و باورم شد
دنیا وفا نداره
دیدم که باغ رویام
فقط یه شور زاره
—————
این روزگار بی رحم
چه رسم تلخی داره
پایان قصه عشق
دوری و انتظاره
—————
سهم هرعاشق ازعشق
عمری عذاب و رنجه
تقدیر عاشق اینه
تحمل شکنجه
—————

 

دانلود دکلمه شکنجه

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: