حراج

تباهی رو سر میکشم

فدای رسم آرزوت

فاصله ها رو می کشم

تاماه بمیره پیش روت


قسم به حالت چشات

غریبمو در به درم

توکوچه های بی کسی

یه عابر جون به سرم


مسافرجنونمو 

تواین سراب زندگی

رهگذرخیالتم

معتکف دیوونگی


تموم آرزوی من

سفربه مرز دلته

مسافرغمت منم

میخوای بمیرم بسته؟


حکایت غریبیه

غزل توسفره ی ستم

قصیده با بغض گلو

رباعی بازنجیر غم


اسیرسرگشتگیام

غریق این ثانیه هام

اگه تو باورم کنی

غریبه با آینه هام


حراجه اشک چشم من

به قیمت ترانه هات

تبسم خیالتو

گرونی بهونه هات



از این نویسنده بیشتر بخوانید: