بردی ز یادمـــــــــــــــ

بـــــازم من گوشـه ای تـو پـرتِ خـلـوت

بازم تنهایـی و بـغـض و بــهـانـه

مــــــــیـشـم غـرقِ هـمـه روزای خوب و

دوبـــاره خـیـس مـیـشـم از تـرانــــه

مـی افـتــم یـــاد روزی که مـن و تــو

کنار هـم بــودیــم تــا اوج رویــــا

بـــــــــا هم یه قایق چوبی می ساختیم

کـنــار هـم مــی افـتــادیم بـه دریـــا

دوبـاره پـــل بــه روزای گـذشــتــه

هـجــوم خــاطـره هـــای مـه آلــود

همه شــــــــــب ها که با حافظـ سپـر شد

مــن و تــو و غــزل هـای مــی آلــود

هـمـه روزای خــوبِ بـــا تـــو بــودن

هـمــه بـغـضـای تــلــخ عــاشـقــانـــه

تلـاقــی نگاهــــم بـــــا نــگـــاهــت

تـــمــوم لــحــظــه هـــای شــاعـرانـه

همـــــــــه شـب گـریـه ها از دسـت رفتـن

پـــر پــرواز پـــروانــه ی دل ســوخت

شروع شد کــــــوچ بـی رحـمـانـه ی تـــو

دلــم تـنـها نــــگـاهـی کـرد و لب دوخت

هــنـوز عـشــق تـــو از یــــادم نرفتـه

هــنــوزم بــــا خیـالت مســــــــت میشم

بـــه یـــاد تـــو هــنـوزم شـعــر میگـم

تو تنهایی با تو هــــــم دســــت میـشــم

خــودت نـیـسـتـی ولـــــــی تـو اوج گریه

خــیـالـت بـی خـیــال مــــــن نـمـیـشـه

کنـارم مـیـمـونه شـــــب گــریـه هــا رو

میگـه تـنـهــــــات نـمـیـذارم هـمـیـشـه

شــبـیــه بــرگــــــ تــوی رودخــونــه

مثه شمعی اسـیــر دســت بـــــــــــــــادم

امید از خـونـه ی دلـــــــــ رخـت بـسـتـه

شــدم خـامــوش و تــو بردی ز یــــــــادم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام خوندم @};- @};-
  • جناب نوری نکته مورد نظر منم گفت در کل ترانه پر حسی بود ممنون @};-
  • درود زیبابود می تونست بهتر هم باشه همه شــــــــــب ها که با حافظـ سپـر شد جسارتا کاربرد سپر اینجا درست نیست.واسه وزن به ساختارکلمه نمیشه دست زد موفق باشید @};- @};- @};-
    • متشکرم از نظرتون خانم باقری. با شما کاملاً موافق هستم و یقیناً برای وزن سازی نمیشه تغییری در ساختار کلمه داد منتها چندین بار در متن های ادبی بیانِ عبارتِ "سپر شدن" به جای "سپری شدن" رو دیده بودم و حس کردم میشه اینجا ازش استفاده کرد(مثال:امروز بسان دیروز سپر شد) و گر نه خودم از مخالفان تغییر ساختاری کلمات هستم چون به نظرم باعث سبک شدن محتوای ترانه میشه. تشکر از نظر ارزشمندتون. @};- @};- @};-
      • لازم میدونم چند خطِ دیگه رو اضافه کنم... همون طور که گفتم به نظرِ من هم تغییر در ساختار کلمه برای وزن سازی باعثِ ضعیف شدنِ اون بیت و کلِ ترانه میشه(که به نظرِ خودم "سپر شد" شاملِ این قضیه نبود)منتها اگه با دقت و ظرافت بسیار صورت بگیره نه تنها باعثِ ضعف کار نمیشه بلکه زیبا تر شدنِ کار هم میشه(که البته خیلییییییییییییی بنده و امثال بنده به اونجاها برسند...)یه نمونه از این تغییر ساختاری ها براتون مثال میزنم که به نظرم نقطه ی قوت کار شده(البته این کار یک ترانه نیست..): عقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن "سوزیده ام" باز هم تشکر می کنم از نظرتون... @};- @};- @};-
  • سلام علیرضای عزیز ترانه با احساسترو خوندم یه مقداربا وزنش مشکل داشتم در آخرین مصراع بردی زیادم جاش تو این ترانه نبود به نظرم دوگانگی ایجاد میکنه. @};-
    • مرسی از نظر لطفت احسان عزیز و همین طور ممنون از انتقاد سازنده ت. در مورد وزن ای کاش اشاره می کردی به اینکه کودوم بیت ایراد داره چون دوست دارم بدونم و اگه قرار بود باز ترانه ای بگم ایراد های ترانه های گذشته رو توش مرتفع کنم. در مورد مصراع "بردی ز یادم" خودم هم تا حدودی نظر تو رو دارم،اما از اون جایی که عبارت "بردی ز یادم" رو بسیار دوست دارم ترجیح دادم ازش استفاده کنم،حس کردم زیبایی این عبارت میتونه پوششی باشه بر دوگانه گی که ممکنه به وجود بیاد. ممنون از حضورت.