بی سرانجام

چراغ خونه خاموشه هواسرده
فضای خونه تاریک و غم انگیزه
تو رفتی و دلم از غصه های تو
مث برگای زرد فصل پاییزه
چه تلخ وبی سرانجامم بدون تو
مث مردی توو بیراهه که شب کرده
مث گنجشکی که تنها زیربارون
شکسته بالش وازغصه تب کرده
من اینجا با سکوتی خسته ومایوس
هنوز باور ندارم چشم تو بسته ست
نگاهم پشت پلکات داره میمیره
نگاهی که به چشمای تو وابسته ست.

از این نویسنده بیشتر بخوانید: