فراموشم کن

سلام دوستان

این ترانه رو برای اولین بار در اینجا منتشر می کنم …

ساعته پنج ِ عصره ُو
وقتِ قرارمون شده
محاله یادت نمونه
این نگرانی بیخوده

نم نم بارون می پیچه
توی ِ طنینِ قدمات
خیس شده از سر تا پات
کاشکی می شد بشم فدات

مرهمِ دستاتو گلم
بازم رو زخم من بذار
اگه که ابریه دلت
بیا رو شونه هام ببار

این دل تشنه چش براس
بذار که بارونی بشه
بذار که این شب ِسیاه
از تو چراغونی بشه

یادت نره منتظرم
منتظرِ زنگ ِ صدات
حرف بزن برام که باز
بپیچه عطرِ نفسات

یادت نره غصّه هاتو
برای ِ من جا بذاری
بذار که سهم من بشن
اگه هنوز دوسم داری …

ببخش عزیزم ،می دونم
باید فراموووش کنی
آتیش خاطراتمو
بهتره خاموووش کنی

دیگه به دیدنم نیا
برام گل و غزل نیار
مرگمو باورش کنُ
منو به خاک بسپار

هنوزم آرامش تو
دعای ِهر شب ِمنه
بغض چشای ِنازِ تو
قلبمو آتیش می زنه

قصّه یِ رفتنِ منو
بذار به پایِ سرنوشت
نمیدونی بدونِ تو
چقــــــــدر دلگیره بهشت !

****************
سالهاست
با چشم چپم تو را خواب میبینم
با چشم راست به راهت اشک می ریزم بی وقفه

سالهاست با دست راستم
رویای بودنت را ترانه میکشم
و با دست چپم باور نبودنت را تار می زنم

سالهاست با پای راستم
رد پاهای ناتمامت را قدم میزنم
و با پای چپم کودکیمان را لی لی می کنم

سالهاست
با قلبم راستم
نه
با قلب چپم
نه نه
با تمام قلب هایم عاشقت هستم عزیزم …

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • یادت نره غصّه هاتو برای ِ من جا بذاری بذار که سهم من بشن اگه هنوز دوسم داری غزلی که بین دیدگاه ها نوشتین جالب تر از این ترانه بود. ترانه رو که خوندم گفتم اه یعنی یه نفر به معشوقش زنگ میزنه بگه عزیزم یادم رفت غصه هامو برات جا بذارم. ترانه شما ریتم شادی داشت اما خبچیز خاصی نداشت. ترانه همون اتفاقات روزمره ماست که رخ میده و همون چیزیه که صحبت میکنیم .بادید شاعرانهای که داری انتظار کار قدرمند تری داشتم نه یه ترانه معولی.
  • سلام فروغ عاشقم باش منتظر نگاهته
  • زیباست. منم با ساعت 5 همیشه مشکل دارم درود به تو
  • سلام دوست هنرمندم ترانه ی زیباوبااحساسی بودکه نقاط قوت زیادی داشتوالبته یه جاهایی همازلحاظ وزنی دچارسکته شده بودوهجاهاکم میومدازجملی (حرف بزن برام که باز،حرف بزن یرام که باز باید فرامووش کنی،بهتره خامووش کنی)فقط یه کم رولنی وزن میخوادواینها مانع ازاین نمیشه که زیبایی ترانه ی قشنگت روانکارکرد.امیدوارم جسارت منوببخشی.بازم بهت سرمیزنم. :">
  • سلام خانم حيدري درود با مهر فراوان بر شما ترانه خوبي بود @};-
  • به نظرم شما خوذتون و مخاطبتون رو درگیر 2 داستان کردین و اون وسط یه چند تا بیت توصیفی گذاشتین که حواس رو از خط داستان پرت میکنه و جالب نبود . اگه همون دو بیت اول و همون خط سیر داستانی رو ادامه میدادین به دل من بیشتر مینشست .
    • سلام دوست عزیز مرسی که خوندین البته یه داستان بود با دو فضا که از نظر احساسی از هم متامیز بودن اما اگه پرداختش رو ضعیف یافتین اشکال کار من بوده از انتقادتون ممنونم @};- @};- @};-
  • یادت نره غصّه هاتو برای ِ من جا بذاری بذار که سهم من بشن اگه هنوز دوسم داری … زیبا بووووووووووووووووووووووووووووود ممنونم ازتون موفق باشید @};- @};- @};- @};- @};-
  • ببینید اون الف و ت که شایگان میده ات جمع در زبان عربی هست مثل سعدی که میگه : دیدار تو حل مشکلات است صبر از تو خلاف ممکنات است ترسم تو به سحره غمزه یکروز دعوی بکنی که معجزات است زهر از قبل تو نوشداروست فحش از دهن تو طیبات است البت بحث دوره ازین جا اما این ات ها هیچ یک ات جمع نیست اون الف نشونه جمع هست و اون ت ضمیر چیزی که خودتونم اخر سر فهمیدید و اشاره کردید
  • سلام خيلي خوب بود. شعر ش هم عالي بود... لايك..
  • قصدم گیر دادن نیست ها فقط یه استاد گیر اوردم دارم ازش درس یاد میگیرم... همین @};-
    • خواهش می کنم من شاگرد همه دوستانم و دارم ازشون یاد می گیرم و انرژی وام می گیرم خب تا صحبت نباشه پیرامون شعر که چیز تازه ای یاد نمی گیریم مرسی از حضور مثبتتون @};- @};-
  • نه عرض کردم که من ذهنم خسته بوده بد دیدم قوافی صحیح هستند ویرایشم نشده من توهمی در بیداری دیدم اما نفسات مگر نفس های تو نیست ؟
    • بله متوجه شدم خب برای همه ی ما ممکنه پیش بیاد این درگیری و خستگی های ذهنی چیز عجیبی نیست برای خودمم خیلی پیش اومده ببینید نفسات ---> نفس هات هستش دیگه به قول شما هم معنی نفس های تو هستش بازم میگیم نفس ها پس "ا " نوشنه ی جمعه تو نفسا حرف روی "ا " از نفسا با حرف روی "ا" از صدا که از خودکلمه س با هم میتوننن دو تا قافیه ی سالم بسازن نفسا و صدا من منظورم اینه :-) منظورم این نیست که "ات " نشونه ی جمعه که تو واژه های عربی استفاده می کنیم اون "ا" نشونه جمع بوده بازم مرسی @};- @};-
  • الان نمی تونم وقت بزارم و کارو بررسی کنم فقط اومدم که بهت سر زده باشم موفق باشی فروغ جان @};-
  • چیزی که میگم شاید تا حدودی مزحک باشه دیشب 6-7 تا "ات " دیدم تو این شعر 8-> الان هرچی نگاه میکنم که کجا بوده نمیبینم صدات و نفسات که خب واضحه شایگان نیست حالا اگر ایراد دیگری داره مهم نیست چون با این که خود شما یکیش رو ات جمع گرفتیذ هیچ کدوم ات جمع نیست صدایت و نفس هایت بوده بهر حال ببخشید دیشب با یک بیتم درگیر بودم که خب از ناشاعر بودنم نشات میگیره :-) اما بجون خودم6-7 تا "ات " جمع داشت این نرانه :-< ;)) ;)) ;))
    • سلام دوباره ترانه که ویرایش نشده من همه قافبیه ها رو چک کردم همشون سالم هستن به نظرم در مورد صدات و نفسات هم که نفسات "ات : جمعه چون از نفس هات اومده اما چون در صدات اینطور نیست گفتم مشکلی ندارن به هر حال ازینکه خواستین با مهربونیتون ایرادی که به نظرتون اومده بود رو گوشزد کنید برای تصحیح خیلی سپاسگزارتون هستم . @};- @};- @};-
  • سلام فروغ جان ترانه ی زیبا و سپید دلنشینت را خوندم و دلنشین بود. با مهر @};- @};- @};- @};-
  • فروغ جانم،من ترانه ت رو دیشب خوندم ولی یه موضوع خیلی ذهنمو درگیر کرده بود،خب من اصلن تو جایگاه نقد نیستم اونم نقد ترانه های شما و دوستانی که مثل من آماتور نیستن و خیلی وقته که دست به قلمن.....ابتدای ترانه ت فوق العاده به دلم نشست ولی متوجه نشدم چرا تو که داشتی میگفتی قرارمون یادت نره فدات بشم یهو تبدیل شد به برم گل و غزل نیار.........یعنی من نتونستم با ترانه ارتباط برقرار کنم و متوجه موضوع بشم؟؟ بازم میگم عزیز دلم ببخش به خاطر این سوال......هرچند هم ترانه فوق العاده بوود هم شعر سپید....فقط همین موضوع یه کم برام قابل هضم نبود............بازم شرمندم. :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x
    • سلام عزیز دلم خیلی خوشحالم که با ترانه های من همراهی ببین گلم در این ترانه من کشمکش درونی یک عاشق و خواستم تصویر کنم عاشقی که خب معلومه چون عاشقه دلش برای قدما ونفسا و همه وجود معشوقش می تپه اما از طرفی مصلحتی یا حادثه ای باعث جدایی اوناست و تحمل دیدن رنج معشوقش رو نداره و ترجیح میده دوری ازونو به خاط ر رسیدن خود اون به آرامش تحمل کنه چون همیشه وقتی خیلی عاشق کسی هستیم حاضریم حتی رنج دوری و جدایی ازشو به خاطر خودش و آرامشش تحمل کنیم یا لاقل من اینجوری اعتقاد دارم :-) برای همینم بعد اون حرفا می گه هنوزم آرامش تو دعای هر شب منه بغض چشای ناز تو قلبمو آتیش می زنه ... حالا اگه پرداخت ترانه من در انتقال معنی ناموفق بوده عیب کار از منه این ترانه برای من ی حس شخصیه شاید درکش برای خیلی ها دشوار باشه عزیز دلم برات بهترین ها رو آرزو می کنم مرسی به خاطر مهربونیت مواظب خودت و شاعرانگیت باش @};- @};- @};- :-x :-x :-x :-x :-x :-x
  • فروغ جان من هم سپیدت رو بیشتر پسندیدم عزیزم واقعا عالی بود،ترانه های بهتری ازت انتظار دارم :-) @};-
    • سلام سعیده جان مرسی عزیز دلم مدتیه از فضای ترانه کمی دورم خوشبختانه یکی دو ماه وقت بیشتری دارم و می تونم با مطالعه و شنیدن و خوندن شما ها و انرژی که ازتون می گیرم شاید چنتا ترانه که خودمم راضی کنه بنویسم به هر حال همیشه از بودنت به من حس مثبت رسیده ممنونم که هستی گلم منتظر تازه هاتم @};- @};- @};- :-x
  • زیباست....
  • درود خانم فروغی زیبا سرودی به کارای من سر بزن ارابه های صنعت با اجرای خودم @};-
  • فروغ جان این بداهه بر گرفته از شعر شماست مثل بغضی که از نفس افتاده پای نوشته ات می نشینم دستانت را به من تعارف کن تا کال ترین میوه حسم بالغ شود پرنده های سپید شعرم را دسته دسته در اسمان ابیت بچرخانم ................ .....
    • سلام گلم چه بداهه زیبایی سرودی عزیزم مرسی ازینهمه مهربونی و لطفت مواظب خودت و شاعرانگیت باش @};- @};-
      • سلام عزیزم برداشت خودت زیبا بود گلم وقتی باتوجه به شعر یا متنی بداهه ای نوشته میشه بدون که خودت این حس رو منتقل کردی که مخاطب بتونه بنویسه با احترام و مهر @};- اب ها که از اسیاب بیفتد سر به راه می شوم تکلیف خودم روشن نیست اما درد بر جان کلامم پیچیده هر روز غنچه ه ای نوشکفته دارد نسیم پادر میانی کند تکثیر می شوم ..................
      • فدات بشم عزیزم خوشحالم که هستی و ازت انرژی می گیرم :-x @};-
      • قربانت خوشحالم که در کنار هم اینجا هستیم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- امروز خانم انیتا نجفی هم دعوت کردم اومد کاراشو بخون با احترام @};-
  • سلام اگه که ابریه دلت بیا رو شونه هام ببار جالب بود @};- ممنون
  • سلام خانم حیدری زیبا بود و لذت بردم اما چند جا شایگان به چشمم خورد در استعمال " ات " امیدوارم از نقدم ناراحت نشید ... و اگر به نظرتون حرفم غیر فنی هست بگید ... بهر حال همه اومدیم تا یاد بگیریم ... و از همه بیشتر من...
    • سلام دوست من مطمئن باشید من از نقد خوشحال میشم مگه اینکه پیشرفت و تعالی سروده هامو نخوام ... @};- @};- @};- @};- اما در مورد "ات " که فرمودین خب تو بند دوم من ازش برای حرف روی استفاده کرم که قافیه های اصلی "قدم/ـــات " و "فد/ات" هستن و "سر تا پات " هم که قافیه ی اختیاریه توی "قدمات" که "ات " جمعه و توی "فدات " هم "ا" آخرین حرف خود کلمه و "ت " ضمیره (و همینطوره در مورد "سر تا پات " ) که این اشکالی توی قافیه ها ایجاد نمی کنه به عنوان نمونه اگه می گفتم قدمات و نفسات این قافیه ایراد داشت چون هر دو "ات " ا "لف و ت" جمع بستن بودن و چون قدم و نفس حرف روی ندارن قافیه ناسالمی بود امیدوارم خب تونسته باشم توضیح بدم ازتون بسیار سپاسگزارم به خاطر حضور خوبتون سرشار سرودن باشید @};- @};-
  • زدم لایکو! موفق باشی خانمی
  • سلام زیبا بود پایدار باشی
  • سلام. خیلی عالی بود. مخصوصا شعر سپیدتون =D> @};- @};-
    • سلام دوست من مرسی از همراهیتون خالی از ابرهای پر ازباران از کوه و جنگل و لاهیجان یک جرعه چای ِ شور پس از گریه لب بر لب شکسته ی یک فنجان بخشی از یکی از سروده هام تقدیم به حضور خوبتون @};- @};-
      • ممنونم @};- @};- @};- همه ی جاده ها به تو می رسند ولی تو در انتهای دلهره می مانی من هنوز هم اول این راهم و تو ناگفته هایم را می دانی
      • مرسی از شعر قشنگی که گذاشتین @};- @};- @};-
  • سلام... ترانه ی قبلی تونو بیشتر دوس داشتم... به هر حال زیبا بود...مرسی @};-
  • خانم حيدري؛سپيدتان بيشتر به دل نشست؛ ترانه با واژگان تكراري و موضوع نه چندان تازه بود؛ ابتدا طلب و انتها رانش داشت؛ موفق باشيد
    • سلام آقای شمس خوشحالم که سپیدم رو کمی دلچسب یافتین شاید این تکرارها گاهی نشات گرفته از تقلاهای نفس گیر دغد غه های شاعره که البته اگه هنرمند باشه باید بتونه همین تکراری ها رو به دور از ملال روایت کنه شاید غزل دوباره مرا یاد می کند ... شب گریه های شعر مرا شاد می کند دیوارهای جمجمه ام تیر می کشند دارد شعور شاعریم باد می کند ؟! این دوبیت ازیکی از غزل هامه تقدیم به شما به خاطر حضور نقادانه تون نقدم کنید خوشحال میشم @};- @};-
      • شاید كه غزلها همه تبخير ميشوند ؛ وقتي كه واژه هاي تو تكثير ميشوند @};- بداهه اي بود در خور لطفتان؛ سپاس و سپاس بابت شعر
      • من کودکم تو شبیه درهای بسته ای وقتی که مدرسه ها دیر می شوند پیغام های روشن آیینه ها چرا گاهی به حکم ذائقه تفسیر می شوند ؟ این دوبیتو هم من ادامه دادم چیزی نمونده غزل بشه ها :-) مرسی از لطف بسیارتون @};- @};-
      • با این همه حصار که بر من کشیده ای لبخند ها و اشک ها همه درگیر میشوند :-) خب ادامش بدیم و بشه غزل مشترک دارید ذوق غزل را ایجاد میکنید کاری که سالها نکردم و واقعا جالبه :"> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • در انتهای قصه یا کلاغان نمی رسند یا روی شانه یِ مترسک خود پیر می شوند در تنگنای حادثه بی جان نشسته ام با دست های مرده که زنجیر می شوند @};- @};- @};- @};- @};- حیف نیست غزل ها رو درونتون حبس کنید بذارین پرواز رو تجربه کنند =D>
      • دنیای ما هزار و یک واژه گریه است این کهنه ابرها مگر از اشک سیر میشوند تخفیف نمیدین برای من که تازه کارم :">
      • سلام به به چه غزل قشنگی :-) فقط باید یه دستی به سر و روی وزن همه بیت هامون بکشیم و چیدمان عمودی ابیات رو درست کنیم منتظر غزل بعدیتون هستم البته به زودی :-) @};- @};- @};- @};-
      • مرسي :"> بقيش با شماس استاد :-)
  • سلام خانم حیدری زیباست درود لایک @};-
  • سلام فرووغ جااان..عالی عالی..خوشحالم اولین نفریم که خوندمش.. +لایک @};- @};-
  • سلام خانم حیدری عالی بود و خوشحالم اولین خواننده ی اولین انتشارش بودم . دست مریزاد