چقد آسون

به عکسات خیره و بازم
چشام با اشک عادت کرد
تو که رفتی و فهمیدی
دلت با من خیانت کرد

نگاهِ دل نوازِ اون
تویِ قلبِ تو غوغا کرد
من و دادی به لبخندی
چقد اشکام تمنّا کرد

چه روزایِ بدی دارم
با من که سازگار نیستن
دلم دریایی از درد و
چشای من همش خیسن

چقد آسون من و باختی
کشیدی خط رو احساسم
با این درموندگی اینجا
دیگه حالی نموند واسم

یه دنیا حرف هست امّا
می خوام به گوشِ تو نگم
بکش با تیغِ وعده هات
هزار تا خط رو شارگم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: