دو پرنده

دو پرنده

زیریک سقف بدون پنجره

ما دوتا پرنده دو همنفسیم

عاشق همدیگه هستیم و جدا

هر کدوم زندونیه یک قفسیم

ما یه عمره دلامون پیش همه

اما دستامون به هم نمی رسه

پل بین ما یه رویای بلند

فاصله میون ما یک نفسه

نفسی که مثل یک بغض غریب

مونده تو فضای سرد سینه ها

بسته راه سبز عاشق شدنو

گر گرفته ازحریق کینه ها

دستای بسته  ما نمی تونه

 قفل  سنگین قفس رو  واکنه

صدای خسته ما نمی تونه

آر زو ی مرده رو صدا کنه

باید این نفس حصار و بشکنه

تا من وتو بتونیم رها بشیم

حیف عشقمون  بپوسه تو سینه

ما باید از این قفس جدا بشیم

آسمون منتظر رفتن ماست

پنجره خواستن و راهی شدنه

فرصت یکی شدن می ده به ما

آسمونی که صدا مون می زنه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: